وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ .
وقتى كه نيرنگها و هشدارها نسبت به يوسف زياد شد ، او ترسيد كه مبادا در برابر خداوند از خود ضعفى نشان دهد . بنابراين ، به او پناه برد و از او خواست كه راه بيرون آمدن از اين نيرنگها را به او نشان دهد . او عرض مىكند : پروردگارم ، چنان بار سنگينى بر دوشم فرود آمده كه جز با كمك تو ، توان برداشتن آن را ندارم و تو مىتوانى آن را از دوشم بردارى و اگر برندارى نيرويم رو به كاهش خواهد رفت و شكيبايىام كم خواهد شد .
فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ .
چنانكه پيشتر هم خداوند مكر برادران يوسف را از وى برگردانده بود . آرى هيچ بندهاى در برابر آفريدگارش اخلاص نورزيد ، جز اينكه در برابر او راه خوشحالى و گشايش قرار داد : « يارى دادن مؤمنان برعهده ما بود » . « 1 »
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ؛
او دعاى كسى را كه در پيشگاهش زارى كند مىشنود و اخلاص كسى را كه به او اخلاص بورزد مىداند .
ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ .
ضمير « لهم » به عزيز ، همسرش و كسانى كه با آن دو همعقيده بودند برمىگردد . برخى مىگويند : اين ضمير تنها به عزيز برمىگردد . و اگر به صيغهء جمع آورده شده درست است ، زيرا نام عزيز در آيه نيامده است ؛ مراد از آيات ، دلايلى است كه بر بىگناهى و پاكى يوسف دلالت دارد .
حَتَّى حِينٍ ؛
يعنى بهطور موقّت زندانى مىشود و نه بهطور دايم . يوسف جز پاكى و پاكدامنى هيچ گناهى نداشت و اگر همانند آنان خيانتكار مىبود ، مقام بالايى به او مىدادند . يوسف زيربار خواسته جنايتكاران نرفت و به همين سبب ، او را بسان يك جنايتكار مجازات كردند . آرى ، در تمام دورانهاى تاريخ اينچنين است كه شخص آزاده و بزرگوار ، چنانچه در محيط ستم و بىبندوبارى قرار گيرد ، دچار زحمت و رنج مىشود ، لكن خداوند با كسانى است كه پرهيزكارند و در برابر ترس و وحشت ، در راه او - نه در راه خود - شكيبايى مىكنند . خداوند مدّتى به ستمكار مهلت مىدهد .
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 47 .