تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً .
همسر عزيز خواست كه به زنان مكر كند ، چنان‌كه آنان به او مكر كرده بودند . از اين‌رو ، در كاخ خودش براى آنها سفره‌اى پهن كرد و ايشان را در هاله‌اى از نعمت‌ها قرار داد : بالش‌هاى نرم ، صندلىهاى راحت و غذاهاى فراوان و لذّتبخش و نيز به دست هركدام از آنان چاقويى تيز داد ، تا با آن گوشت و ميوه را ببرند . به كار گرفتن چاقو در هنگام خوردن ، در آن‌زمان نشانگر وجود تمدّن است . در تفسير طبرى آمده است : چاقوها به كسانى كه در مجلسى دعوت مىشدند ، تنها به منظور بريدن خوردنى داده مىشد . بنابراين ، با ذكر چاقو ، نيازى به ذكر نام آن خوردنى نخواهد بود .
وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ .
زنان وقتى يوسف را ديدند ، آن‌چنان سرگشته و مبهوت شدند كه دست‌هايشان را بريدند . مفسران گفته‌اند : « قطعن » ؛ يعنى دستان خود را زخمى كردند ، لكن از ظاهر آيه برمىآيد كه مراد بريدن است ، نه زخمى كردن . در هرحال ، اين قبيل رويداد را تنها با توجّه به شرايط و مقتضيات آن مىتوان تفسير كرد ، نه با نصّ عبارت و دلالت لفظ .
قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ .
اين فرشته‌اى است به صورت انسان كه به هيبت و زيبايى او سبب گرفتار شدنش به انواع بلاها و غم‌ها شده است .
قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ .
همسر عزيز اين سخن را به زبان آزادى كه گروهى از دختران نسل جديد خواستار آن هستند ادا كرد ؛ يعنى آزادى بدون مسئوليت ، حتّى در فساد و بىبندوبارى ، البتّه ، ما از طرفداران آزادى مردان و زنان هستيم ، لكن در حدّى كه شخص در برابر گفتارها و كردارهايش مسئول باشد .
وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ
[ همسر عزيز آشكارا گفت : من از او كامجويى خواستم ] .
فَاسْتَعْصَمَ
: او خوددارى كرد و نپذيرفت .
وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ
صاحب تفسير المنار مىگويد : « به خدا سوگند ، من از اين‌كه بانوى خانه يوسف از او كام مىجويد و او نمىپذيرد ، در شگفت نيستم ، بلكه شگفت من