و نيز حكمى كه در ضمن آن بيان شده ، عام مىباشد ؛ زيرا اين آيه تعريف روشنى از انسان مؤمن ارائه مىدهد و آن اين است كه هركس حق را بر منافع خود ، در هنگامى كه اين دو با يكديگر تعارض و برخورد دارند ، ترجيح دهد او شخص باايمان و پاك و هركس كه منافع خود را بر حق ترجيح دهد ، منافق و ناپاك است . راه تشخيص مؤمن از غيرمؤمن ، همان چيزى مىباشد كه آيه آن را تعيين كرده است . امّا اينكه در آيه از اموال ، خويشاوندان و مسكنها ياد شده ، صرفا از باب مثال براى كسى است كه منفعت خود را بر حق پيش مىداند ؛ حقى كه خدا از آن به « دوستى خدا و پيامبرش » تعبير كرده است و اگر از باب مثال نمىبود ، منافع ديگرى نيز وجود داشت كه بايد از آنها ياد مىشد از قبيل آزمندى به زندگى ، دوست داشتن مقام و قدرت و امثال آنها . . . .
انسان به طور فطرى ، جان ، خاندان و اموال خود را دوست دارد و دين هم از اين كار جلوگيرى نمىكند و به هركس حق مىدهد كه از آنچه مىخواهد لذت ببرد و هركس را مىخواهد دوست بدارد ، مشروط به اينكه در اين لذت بردن و دوست داشتن ، تقواى خدا را رعايت كند و نيز به حساب تلاشهاى خودش باشد و نه به حساب ديگران . از بخارى روايت شده كه عمر بن خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : تو را از هرچيزى بيشتر دوست دارم ، مگر از جان خودم كه ميان دو پهلويم قرار دارد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « نه ، سوگند به آنكه جانم در دست اوست ! حتّى از جان تو كه ميان دو پهلويت قرار دارد نيز محبوبترم » . دوستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جز اين معنايى ندارد كه از او بايد پيروى و به آيينش عمل كرد . ما دربارهء اين موضوع در جلد دوم ، در تفسير آيهء 135 از سورهء نساء سخن گفتيم .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٣