صيحهاى فروگرفت و در خانههاى خويش برجاى مردند . ( 94 )
چنانكه گويى هرگز در آن ديار نبودهاند . هان لعنت بر مردم مدين باد ، همچنانكه لعنت بر قوم ثمود . ( 95 )
واژگان
الفقه : فهميدن .
الرّهط : گروه .
الرّجم : پرتاب كردن سنگ ( سنگسار ) .
الظّهرى : پس پشت انداختن ، بىاعتنايى كردن .
المكانة : حالتى كه دارنده آن حالت مىتواند عملش را انجام دهد .
و ارتقبوا : منتظر بمانيد .
الصّيحة : در اينجا مراد از آن عذاب است .
الجاثم : با زانوها بهرو افتادن و نيز براى چيزى به كار مىرود كه هميشه در جايش بماند و آن را تغيير ندهد .
غنى بالمكان : در آنجا اقامت گزيد .
بعدا : نفرين كردن .
اعراب
« و ما انت علينا بعزيز » . « ما » نافيه ، « انت » مبتدا ، « علينا » متعلق به « عزيز » و « عزيز » خبر و « با » از لحاظ اعراب زايد است . « ظهيرا » مفعول دوم براى « اتخذتموه » ، « مكانتكم » مصدر « مكن » . « من » براى استفهام و در محلّ رفع ، بنابر اينكه مبتداست و جملهء « يأتيه عذاب » خبر . « تعلمون » معلق از عمل به سبب وجود استفهام . « كأن » مخفف از ثقيله و اسم آن محذوف ؛ يعنى : « كأنهم لم يغنوا فيها » . « بعدا » منصوب است به عنوان مفعول مطلق : « بعد بعدا » .