معروف ، « ويل دورانت » آمده است : محققان به يك سنگنوشته سومرى دست يافتند كه تاريخ آن به سال 2100 پيش از ميلاد برمىگردد . اين سنگنوشته مىگويد : دولت اقتصاد ملّى را هدايت مىكرد و در بابل ( سال 1750 پيش از ميلاد ) قانون حمورابى قيمت هرچيزى را تعيين مىكرد . در عصر بطالمه ( سال 313 پيش از ميلاد ) دولت مالك زمين بود و زراعت و ديگر امور اقتصادى را اداره مىكرد .
اسلام ، هم سوسياليزم را رد مىكند و هم سرمايهدارى را ، البتّه به آن معنايى كه امروز رايج است . امّا هرچيزى را كه با دشوارىها مقابله كند و مشكلات زندگى را حل نمايد و از حقوق مردم كم نكند ، قبول دارد . به جلد دوم ، بخش : « ثروتمند وكيل است نه اصيل » در تفسير آيهء 182 از سورهء آل عمران رجوع كنيد .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي .
در آيهء 28 از همين سوره بيان شد .
وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً .
پس از آنكه شعيب قومش را به درآمد حلال و پاك دستور داد و از حرام ناپاك نهيشان كرد ، به نعمتهاى خداوند و روزى كافى كه تمام نيازمندىهايش را بر طرف مىكند ، عليه آنان دليل آورد ، با اينكه او بيش از تمامى مردم ، از حرام دور بود ؛ زيرا عوامل به دست آوردن روزى نيكو ، تنها به حرام منحصر نمىشود و محال است كه خداوند روزى را به يك طريق خاص منحصر و آنگاه آن را بر بندگانش تحريم كند . سخن شعيب :
« وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً »
اشاره بدين نكته دارد ، كه او در رفاه كامل بوده است .
وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ .
اگر شعيب بر خلاف آنچه دستور داده عمل مىكرد ، اين امر حجّتى مىبود براى آنان عليه او ، و او حجّتى عليه آنان نمىداشت . در حالى كه از شرايط پيامبر آن است كه تمام ويژگىهاى او مژدهآور باشد ، نه اينكه باعث نفرت ديگران شود و طبع انسان از كسانى كه چيزى را مىگويند و بدان عمل نمىكنند مىگريزد .
إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ .
شخص مصلح ، پيش از گفتار با رفتارهايش مردم را اندرز مىدهد و در حالى كه انواع آزارها و شكنجهها را