تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
هيچ‌گونه قصد بدى نداريم . در سورهء حجر ، آيهء 53 ، ابراهيم آشكارا اين بيم را به آنان ابراز مىدارد ؛ زيرا « گفت : من از شما بيمناكم » .
وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ .
ايستادن آن زن كنايه از گوش دادن او به سخنانى است كه ميان شوهرش و فرشتگان ردوبدل شد . امّا خنديدن او بدين سبب بود كه هرسخن آنها موجب شادمانى او مىشد و خدا به سببى كه او را به‌خنده آورد داناتر است . مفسران در اين‌باره نظريات مختلفى دارند .
فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ ؛
يعنى از او اسحاق زاده مىشود و اسحاق هم فرزندى به نام يعقوب خواهد آورد . اين آيه دلالت بر اين مطلب دارد كه فرزند فرزند انسان ، فرزند اوست .
قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ .
همسر ابراهيم شگفت‌زده شد ؛ زيرا معمولا كسى كه در سنّ او باشد ، بچّه‌دار نمىشود و همچنين كسى كه به سنّ شوهر او باشد توان اين كار را ندارد . در « سفر تكوين » آمده است كه ابراهيم عليه السّلام در آن هنگام ، صد سال و ساره نود سال داشت . البتّه ، ما مطلب اين سفر را قبول نداريم و آنچه مىدانيم آن است كه ابراهيم و ساره ، هردو كهنسال بودند ، امّا اين‌كه چند سال داشتند ، خدا فقط مىداند .
قالُوا أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ؛
فرشتگان گفتند : آيا از فرمان خدا تعجّب مىكنى ، چگونه ؟ در حالى كه فرمان او چنين است كه هرگاه چيزى را اراده كند و به آن بگويد : موجود شو ، موجود مىشود .
رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ .
خداوند شما اهل‌بيت را به نعمت‌هاى فراوان خود اختصاص داده و اين ، يكى از آنهاست . اين نعمت ، شگفت‌انگيزتر از آن نيست كه آتش را براى ابراهيم سرد و سلام قرار داد .
إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ .
اين جمله توضيح و تأكيد ماقبل آن است . « حميد » ؛ يعنى صاحب كارهاى پسنديده و « مجيد » ؛ يعنى داراى لطف و بخشش . بنابراين ، اگر خدا كسى را كه از او درخواست مىكند و كسى را كه از او درخواست نمىكند ، از جايى كه او گمان مىكند و يا از جايى كه او گمانش را ندارد ، عطا كند ، هيچ‌گونه شگفتى ندارد .