تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
العجل : بچه گاو [ گوساله ] . الحنيذ : با سنگ داغ ، بريان شده است ، بدون آن‌كه آتش به‌طور مستقيم بدان رسيده باشد . و اين نوع كباب لذيذتر و خوش‌مزه‌تر از كباب به وسيلهء آتش است . نكره و انكره و استنكره : هر سه واژه يك معنا دارد ؛ يعنى متضاد عرفه ( شناخت او را ) است . منظور آن است كه ابراهيم سبب خوددارى آنان از خوردن را نشناخت . الايجاس : احساس كردن ؛ يعنى ابراهيم از آنان احساس ترس كرد . الويل : واژه‌اى است كه براى ابراز درد به كار مىرود . البعل : شوهر و جمع آن « بعولة » است .

اعراب

« و لقد » عطف است بر ماقبلش . « لام » براى تأكيد و « قد » براى تحقيق مىباشد . برخى گفته‌اند : براى توقع و انتظار داشتن است . « جاءت » در اين‌جا به معنا « قصدت » است و به همين سبب ، مفعول گرفته كه « ابراهيم » باشد . همچنين جايز است كه « جاءت » به معناى ظاهرى خودش و « ابراهيم » منصوب به نزع خافض باشد . يعنى : « جاءت رسلنا الى ابراهيم » . « سلاما » منصوب است به عنوان مفعول مطلق ؛ يعنى « سلّموا سلاما » . « سلام » خبر از مبتداى محذوف : « امرى سلام » و يا اين‌كه « سلام » مبتدا و خبرش محذوف و در تقدير : « عليكم سلام » باشد . مصدر ريخته شده از « أن جاء » مجرور به عن محذوف و به معناى « ما تأخّر المجيئ بالعجل » . « خيفة » مفعول « اوجس » و اين از افعالى است كه گاهى بنفسه مفعول مىگيرد و گاهى به وسيلهء حرف جر . چنان‌كه مىگويى : « أحسست شيئا و أحسست بشىء » . « و امرأته قائمة » ، جمله حاليه است . « يعقوب » مفعول براى فعل محذوف ؛ يعنى : « وهبنا له من وراء اسحق يعقوب » . نيز جايز است كه مرفوع خوانده شود . بنابر اين‌كه مبتدا و « من وراء » خبرش باشد . « يا ويلتا » در اصل ، « يا ويلتى » بوده نظير : « يا عجبا » كه در اصل ، « يا عجبى » بوده و آن‌گاه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 393 | محمد جواد مغنية