تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

واژگان

الآية : در اين‌جا مراد از آيه معجزه است . الدار : مراد شهر است . گفته مىشود : « دار فلان ؛ يعنى شهر فلانى » . الصيحة : مراد از صيحه ، صداى صاعقه ( آذرخش ) است . جاثمين : بر روهاى خود افتادند . غنى بالمكان : در آن‌جا اقامت گزيد .

اعراب

« هذه » مبتدا و « ناقة اللّه » خبر . « لكم » حال مقدّم از « آية » و « آية » حال از « ناقة اللّه » و عامل در آن اسم اشاره است ؛ زيرا به معناى « أشير » مىباشد . « فيأخذكم » منصوب به « أن » كه پس از « فاء » در تقدير است . « ايام » در اصل ، ايوام بوده ، آن‌گاه واو قلب به ياء و دو ياء در يكديگر ادغام و ايّام شده است . و « من خزى » عطف است بر « نجّينا » ؛ يعنى : « و نجّيناهم من خزى » . « كأن » مخفّف از ثقيله و اسم آن ضمير شأن محذوف است : « كأنّهم لم يغنوا » .

تفسير

وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ .
اين آيه در جلد سوم در سورهء اعراف ، آيهء 73 بيان شد .
فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ .
صالح به قومش دستور داد كه ناقه را به حال خود رها كنند ، لكن آنان اين ناقه را پى كردند و به دستور او اهميّت ندادند . از اين‌رو ، صالح به آنها هشدار داد كه پس از سه روز عذاب نازل خواهد شد . از ابن عباس نقل شده كه خداوند آنان را سه روز مهلت داد تا به ايمان و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 390 | محمد جواد مغنية