تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
« لا » براى نفى جنس ، « عاصم » اسم آن و « اليوم » متعلق به محذوف خبر آن است . « الّا من رحم اللّه » . « من » در محلّ نصب و مستثناى منقطع ؛ يعنى كسى كه خدا به او رحم كند محفوظ مىماند . « بعدا » مفعول مطلق تأكيدى ؛ يعنى : « بعد بعدا » .

تفسير

حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ .
فوران به معناى بلند شدن است . واژهء « تنّور » در لغت ، معناهاى زيادى دارد . يكى از معناها سطح زمين است و در اين‌جا ، همين معنا مقصود است و از اين قبيل است آيهء
« وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً
؛ « 1 » چشمه‌هاى زمين را شكافتيم » معناى آيه ، چنين است : وقتى كه فرمان خدا آمد و آب از زمين جوشيدن گرفت
قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ ؛
يعنى از هرنوعى دو تا : نر و مادّه . واژهء « كلّ » بر عموم چيزهايى كه به خدا نسبت داده مىشود دلالت دارد . البتّه ، اين عموم از لحاظ گستردگى و عدم آن ، در موارد مختلف ، تفاوت دارد . به عنوان نمونه ، واژهء « شىء » در آيه
« وَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ »
« 2 » ، بدون استثنا تمام موجودات را دربر مىگيرد ، در حالى كه اين واژه در سخن خداوند دربارهء بلقيس :
« وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
؛ « 3 » او از هر چيزى برخوردار است » ، به چيزهاى زمان و يا شهر او اختصاص دارد . بنابراين ، مراد از « كلّ زوجين » ، در آيه ، انواع موجودات زنده و يا آفريده‌هايى است كه نوح مىتوانست آنها را در كشتى با خودش بردارد ، نه تمام انواع آنها ؛ زيرا در غير اين صورت ، بايد درازا و پهناى كشتى صدها ميل مىبود .
وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ ؛
خاندان خود را در كشتى با خود بردار ، جز كسى كه در قبل ، از همراه بردن او تو را نهى كرديم . خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه خداى سبحان به نوح نفرمود : فرزندت را
هامش
( 1 ) . قمر ( 54 ) آيهء 12 . ( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 91 . ( 3 ) . همان ، آيهء 23 .