بود . ( 43 )
و گفته شد : اى زمين ! آب خود فرو بر و اى آسمان ! باز ايست و آب فرو شد و كار به پايان آمد و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت و ندا آمد كه اى لعنت باد بر مردم ستمكار . ( 44 )
واژگان
مجراها : از جرى گرفته شده ؛ يعنى گردش و حركت .
مرساها : از ارساء گرفته شده و به معناى ثبوت و ايستادن است و اين دو يعنى حركت و ايستادن كشتى به نام خداست .
معزل : جاى گوشه و تنها .
اقلعى : باران مبار .
غيض الماء : آب در زمين فرورفت .
الجودى : چنانكه گفتهاند : كوهى است در موصل [ يكى از شهرهاى عراق ] .
اعراب
ابن هشام در كتاب المغنى از جمهور نحويان نقل كرده است كه هرگاه « حتّى » بر « اذا » داخل شود ، به معناى ابتداست . « اذا » ظرفيه و در محلّ نصب به فعل شرط و يا جوابش مىباشد . « من كلّ زوجين اثنين » ، با تنوين « كل » خوانده شده ؛ يعنى از هر نوعى . بنابراين ، زوجين مفعول براى « احمل » و « اثنين » تأكيد آن است . همچنين با اضافه شدن كل به زوجين [ - بدون تنوين ] خوانده شده . در اين صورت ، « اثنين » مفعول براى « احمل » خواهد بود و « من كلّ زوجين » متعلق به محذوف و حال از « اثنين » . « اهلك » عطف است بر مفعول « احمل » و همچنين است « من آمن » .
« بسم اللّه » متعلق به محذوف و حال از واو « اركبوا » ؛ يعنى « متبركين باسم اللّه » .
« مجراها و مرساها » ظرف زمانند بنابر حذف مضاف كه در تقدير : « وقت جريها و ارسائها » بوده است و نيز جايز است كه اين دو مبتدا و « بسم اللّه » خبر باشد . « لا عاصم » .