تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
او باشد و هرجا آن را پيدا كند دريافت مىكند ، هرچند به قيمت از دست رفتن جانش تمام شود . امّا كسى كه در دين ، حق و انسانيت ، جز مصلحت و منفعت خود را نمىجويد ، او دشمن دلايل و براهين و پيامبران و مصلحان است . بنابراين ، چگونه از آنها سود ببرد و به اصول آنها ايمان بياورد ؟
فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ .
گفته مىشود : ايّام فلان ؛ يعنى روزگار فلان و از آن ، روزگار دولت و يا اندوه او را قصد مىكنند . مراد از ايّام الّذين خلوا ، روزگار قوم نوح و عاد و ثمود و هلاكت و عذابى است كه به سراغ آنها آمد . ضمير « ينتظرون » به كسانى برمىگردد كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند ؛ زيرا خداوند مىفرمايد :
قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ .
اين آيه تهديدى است براى كسانى كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند . و اين‌كه آنان دچار سرنوشت بدى خواهند شد .
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا .
اين جمله عطف است بر جمله‌هاى محذوف و در تقدير بدين ترتيب مىباشد : سنت خدا در ميان آفريدگانش ، چنين جارى شده است كه پيامبرانى را به سوى مردم بفرستد كه برخى از اين پيامبران بيم‌دهنده و مژده‌دهنده‌اند . بنابراين ، برخى از مردم آنان را تصديق و برخى آنان را تكذيب مىكنند . در نتيجه ، تكذيب‌كنندگان به هلاكت مىرسند و پيامبران و مؤمنان رهايى مىيابند . صاحب المنار مىگويد : « اين جمله ، ايجاز معجزه آساست كه تنها در قرآن آمده است » . دليل معجزه بودن آن هم اين است كه خدا يك جمله را آورده كه آشكارا و روشن بر چندين جمله‌اى كه حذف شده دلالت دارد .
كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ .
پس از آن‌كه خداى سبحان فرمود : او مؤمنان را رهايى مىبخشد ، مىگويد : رهايى مؤمن از عذاب ، حقّ او بر عهدهء خداست كه همچون صاحبان حق ، آن را از خدا مطالبه مىكند و بر خداوند است كه اين حق را بدون كم‌وكاست ادا كند . اين سخن ، پاسخى روشن به كسانى است كه مىگويند :