خداوند مىتواند فرمانبردار را مجازات كند و به گناهكار پاداش دهد . « 1 »
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله امانت خدا را به آفريدگانش داد و پيامهاى پروردگارشان را به ايشان رسانيد . برخى به او پاسخ مثبت دادند و برخى پاسخ منفى . از اينرو ، خدا به او دستور داد كه به كسانى كه بر شرك پاى مىفشارند بگويد : اگر شما دربارهء دين من ترديد داريد ، من همچون شما ، بتهايى را كه شعور ندارند نمىپرستم ، لكن خدايى را مىپرستم كه توانا ، عادل ، حكيم و داناست . اوست كه جانهاى شما را مىگيرد . پس كداميك از اين دو معبود ، شايسته است كه مورد ترديد قرار گيرد ؟ اين سخن ، يكى از روشهاى دعوت به سوى خدا از راه حكمت و اندرز نيكوست .
وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ .
مراد از وجه در اينجا دل است و معناى آيه چنين مىباشد : خدا به من دستور داده است كه به او روى آورم ، در حالى كه اسلام را پذيرفتم و در گفتار و كردار برطبق روش او حركت كنم ، نه ديگر اديان .
وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بهجز خدا كسى را نمىخواند و محال است كه غير او را بخواند و هدف از اين آيه آن است كه خبر دهد ، هركس غير خدا را بخواند از ستمكاران و زيانكاران است .
خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه آيههاى سهگانه با عبارتهاى مختلف ، بيانگر يك معناست و اين معنا عبارت است از : امر به ايمان و دور انداختن شرك .
اختلاف اين سه آيه از لحاظ معنا اندك است ؛ زيرا آيهء نخست ضمن امر به ايمان اشاره مىكند كه نسبت به آيين توحيد نبايد ترديد كرد و آنچه بايد دربارهاش ترديد كرد ،
هامش
( 1 ) . المواقف ، ج 8 ، مقصد پنج و ششم از « المراصد الثانى فى المعاد » .