تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
از قديم گفته‌اند : حكمت گمشدهء مؤمن است و آن را هرجا كه بيابد مىقاپد . منظور از مؤمن ، هرانسانى است كه با آشكار شدن حق بدون زحمت و دشوارى بدان ايمان مىآورد : « و سرزمين خوب گياه آن به فرمان پروردگارش مىرويد و زمين بد جز اندك گياهى از آن پديد نمىآيد . . . » « 1 »
وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ ؛
يعنى تمام زمين را از ترس عذاب و شدّت آن مىدهد كه شايد رهايى يابد ، لكن اين بخشش هيچ سودى به حال او ندارد . هدف از اين فرض آن است كه خدا مىخواهد تأكيد كند كه در روز قيامت ، جز ايمان و كار نيك ، هيچ‌چيز سودى ندارد : « و فديه پذيرفته نشود و شفاعت سودشان نكند و كسى به ياريشان برنخيزد » « 2 »
وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ .
لكن در جايى كه پشيمانى سودى ندارد ، تفاوت نمىكند كه آن را پنهان كنند و يا آشكار .
وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ .
اين جمله عينا در آيهء 47 از همين سوره بيان شد . در آن‌جا به مناسبت هشدار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به تكذيب‌كنندگان ذكر شد و در اين‌جا به مناسبت بىفايده بودن فديه - اگر امكان‌پذير باشد - آمده است .
أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛
خداوند حكم مىكند و آنچه بخواهد انجام مىدهد و كسى نيست كه مشيّت او را ردّ كند .
أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ؛
وعدهء خدا دربارهء روز قيامت ، پاداش و مجازات در مورد هرچيزى كه وعده داده ، حق است .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
ترديدى نيست كه روز قيامت مىآيد و خدا كسانى را كه در قبرها هستند برمىانگيزد و امّا بيشتر افرادى كه مىدانند و به اين برانگيخته شدن ايمان دارند ، براى آن كار نمىكنند . هرگاه اكثريت مردم به‌طور كلى ندانند و اكثر « اقليّتى » كه مىدانند كار نكنند ، نتيجه اين مىشود كه داناى عمل‌كننده ، از طلاى سرخ ناياب‌تر شود .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 58 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 123 .