تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
- بارخدايا ، بله . - تو را به خدا سوگند ، آيا به تو دستور داده است كه اين ماه از سال را روزه بگيرى ؟ - بارخدايا ، بله . - تو را به خدا سوگند مىدهم : آيا به تو دستور داده است كه از ثروتمندان ما صدقه بستانى و آن را در ميان نيازمندان ما توزيع كنى ؟ - بارخدايا ، بله . مرد ، من به آنچه تو [ از سوى پروردگارت ] آورده‌اى ايمان آوردم . من فرستادهء قوم خود هستم و من ضمام بن ثعلبه ، برادر بنى سعد بن بكر مىباشم . آن‌گاه آن مرد از مسجد بيرون رفت . او داراى دو گيسوى تابيده و بافته شده بود . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اگر اين مرد راست بگويد ، وارد بهشت مىشود . هنگامى كه ضمام به نزد قوم خود برگشت ، آنان پيرامون او گرد آمدند . نخستين سخن او اين بود كه گفت : لات و عزّى بد موجودى هستند . آنان گفتند : ساكت باش اى ضمام . از بيمارى پيسى و خوره پرهيز كن . ضمام گفت : واى بر شما ، اين دو نه زيان رسانند و نه سود . خداوند به سوى شما پيامبرى فرستاده و كتابى را نازل كرده كه از وضعيت نكبت‌بارى كه داشتيد ، نجاتتان خواهد داد و من گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه و بىشريك نيست و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله بنده و فرستادهء اوست . من از نزد او با چيزى آمدم كه شما را بدان دستور داده و نيز با چيزى كه شما را از آن نهى كرده است . همان‌طور كه ضمام از آسان‌ترين و ساده‌ترين راه‌ها به محمّد صلّى اللّه عليه و إله ايمان آورد ، قوم او از زنان و مردان نيز عينا از همين راه اسلام را برگزيدند . همچنين ، هركس كه در جستجو و آرزوى حق بود به صرف آشكار شدن دلايل نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و إله از هرراهى كه به او مىرسيد - ايمان مىآورد ، همچون نيازمندى كه جز نياز خودش چيزى را نمىبيند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد جواد مغنية