شريك قرار مىدهند . امّا رمز اين تناقض آن است كه آنها به آفرينندهء جهان واقعگرايانه مىنگرند و در نتيجه ، ايمان مىآورند كه او ايجادكننده و صورتدهنده است . آنگاه از روى احساسات عاطفى به چيزهايى مىنگرند كه گمان مىكنند سبب نزديكى آنها به خداست . از اينرو ، واقعيت را درست درك نمىكنند و دچار اشتباه مىشوند و به جاى اينكه از راه عمل و اخلاص به او نزديك شوند ، در خيال خودشان براى او شريكانى اختراع مىكنند و با آنها به خدا تقرّب مىجويند .
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ .
واسطهاى ميان اين دو نيست ، يا حق و هدايت است و يا باطل و گمراهى . خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد و در اين دو عوامل روزى قرار دارد . او چشم و گوش را آفريد و اين دو ، وسيلهء فراگيرى دانشاند . او به حق مالك مرگ و زندگى است و اين مالكيت دليل قدرت و عظمت اوست . او به حق امور را سامان مىبخشد و اين سامان بخشيدن دليل علم و حكمت اوست و پس از اين ، چيزى جز گمراهى و باطل ، نادانى و كينهتوزى نخواهد بود .
فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
حق را به سوى باطل و يكتاپرستى را به سوى شرك رها مىكنيد .
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
« كذلك » اشاره دارد به آنچه پيشتر گفته شد ؛ يعنى پس از حق جز گمراهى نيست . مراد از كلمه « ربّك » در اينجا عذاب است ؛ نظير
« وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ ؛
« 1 » ولى بر كافران عذاب محقّق شده بود » . مراد از « الّذين فسقوا » مشركانند و معناى آيه اين است : خدا به زودى مشركان را همچون كسانى مجازات خواهد كرد كه با حق دشمنى مىكنند و در هيچ حالتى بدان ايمان نمىآورند ؛ زيرا وضع آنها در واقع ، چنين است كه به سوى يكتاپرستى فراخوانده مىشوند و دلايل و گواهان هم بر اثبات آن بر ايشان ارائه مىگردند امّا در عينحال ، همچنان بر شرك پاى مىفشارند و در همين حالت مىميرند .
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 71 .