تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
المخمصة : گرسنگى . امرأة خمصانة : زن شكم‌كوچك . الموطئ : سرزمين .

تفسير

ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ،
« ما كان لاهل المدينة » [ جمله‌اى كه ] در لفظ ، خبر و در معنا ، نهى است ؛ يعنى براى آنان مخالفت روا نيست . واژه « محمّد » نام پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و إله است و مقصود از آن در اين‌جا دين خدا و دين حق مىباشد ؛ زيرا دين حق ، در شخص بزرگوار او تجسّم يافته است . يارى كردن حق بر هرمسلمانى واجب است و تنها به ساكنان مدينه و حومهء آن اختصاص ندارد و امّا اين‌كه در آيه تنها از آنان نام برده شده ، به سبب نزديكى و همجوارى آنان و به خاطر اين است كه سخن دربارهء غزوهء تبوك مىباشد . معناى آيه اين است : بر هرمسلمان واجب است كه حق را يارى دهد و با باطل مبارزه كند و همچون منافقان به بهانه‌هاى دروغ ، منافع و مصالح خود را بر دين محمّد صلّى اللّه عليه و إله ترجيح ندهد .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ .
« ذلك » اشاره است به نهى از تخلّف و خوددارى كردن از جهاد و مبارزه با طرفداران باطل . الظّمأ : تشنگى . النّصب : رنج و زحمت . المخمصة : گرسنگى . الموطئ : سرزمين . رنج‌آورترين چيز براى انسان ، خواه مسلمان باشد خواه كافر ، آن است كه دشمن به خاك كشور و وطنش قدم بگذارد مگر اين‌كه اين انسان مزدور بيگانه باشد و دين و وجدان نداشته باشد . اسلام به هيچ‌كس اجازه نمىدهد كه بر زمين ديگرى گام نهد ، مگر به دو سبب : اوّل اين‌كه به منظور دفع زيان از ساكنان آن سرزمين باشد مانند اين‌كه خانه‌اى آتش بگيرد