است . از اينرو ، تمام مؤمنان خوشحال شدند و پذيرش توبهء آنها را به آنان تبريك گفتند . كعب كه از جملهء اين سه نفر بود ، به شدّت شادمان گرديد و خواست كه تمام دارايىاش را در راه خدا صدقه دهد . امّا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او دستور داد كه مقدارى از آن را نگهدارد و مقدارى را صدقه دهد . كعب با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيمان بست كه تا زنده است دروغ نگويد .
ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .
التواب ، صيغهء مبالغه و معنايش اين است كه خداوند توبهء توبهكنندگان را بسيار مىپذيرد .
پرسش : ظاهر جمله : « تاب عليهم » آن است كه آنان توبه كردند و توبهء آنها پذيرفته شد . در حالى كه ظاهر جمله : « ليتوبوا » دلالت بر اين دارد كه آنان هنوز توبه نكردهاند .
بنابراين ، چگونه مىتوان ميان آنها جمع كرد ؟
به اين پرسش ، پاسخهايى دادهاند كه بهترين آنها اين است : مراد از « تاب عليهم » آن است كه خدا توبهء آنها را مىپذيرد ، تا آنان توبه كنند و بر گناه پافشارى نكنند و بگويند :
اگر خدا توبهء ما را بپذيرد ، ما هم توبه مىكنيم . بر اين اساس ، جملهء مزبور همانند اين است كه اگر كسى كه تو او را دوست دارى به تو بدى كند و تو بخواهى او را ببخشى ، لكن به بهانهاى . از اينرو ، به او تلقين مىكنى كه از تو پوزش بخواهد ، تا تو او را ببخشى . ما ، در جلد دوم ، آيهء هفده از سورهء نساء ، بخش ويژهاى را به موضوع توبه اختصاص داديم .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ .
مراد از صادقون ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و نيز كسانى هستند كه خداوند ، پليدى را از آنان بر طرف و ايشان را پاك و پاكيزه ساخته است ؛ به بيانى ديگر : مراد از صدق در اينجا ، صرف دروغ نگفتن نيست ؛ زيرا بسيارى از مردم دروغ نمىگويند و در عين حال ، در هرچيزى نمىتوان به آنها اقتدا كرد ، بلكه مقصود از صدق در اينجا ، درستى در سخن ، آگاهى و عمل است ، امرى كه دارندهء خود را شايستهء رهبرى مردم و پيروى آنان از وى ، مىسازد .