تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
همين حقيقت است . آيه‌اى را كه تفسير مىكنيم به اين موضوع اشاره مىكند ؛ زيرا سخن خداوند : « الاعراب اشد كفرا و نفاقا . . . » نشان مىدهد كه سبب نكوهش ، همان كفر و نفاق و ندانستن احكامى است كه خدا آنها را بر پيامبرش فروفرستاده است نه باديه‌نشينى . البتّه ، زندگى در بيابان و دورى از عوامل علم و تمدّن ، سبب خشونت ، ستم‌پيشگى طبع انسان و فراتر رفتن از حد مىشود ، امّا حتّى در اين صورت ، محيط و شرايط طبيعى گناهكار است نه انسان بيچارهء باديه‌نشين . در برخى از روايات آمده است : « حلال و حرام را ياد بگيريد ، و گرنه شما اعراب خواهيد بود » ؛ يعنى همانند آنان در نادانى و دورى از تمدّن . در روايات ديگرى آمده است : « كسى كه در دين خدا پرهيزگار نباشد ، خدا او را به بود و باش ؛ يعنى سكونت با افراد نادان و تندخو گرفتار مىكند » . پس از اين مقدمه به آيه برمىگرديم . معناى اين آيه آن است كه در ميان ساكنان باديه ، كافران و منافقانى هستند ، چنان‌كه در ميان شهرنشينان نيز وجود دارند ، لكن كافران و منافقان باديه ( بيابان ) كافرتر و منافق‌تر از همتايان شهرى خود هستند . اين ، خلاصهء معناى ظاهرى آيه است . ما بر اين معنا ، مطلب ديگرى هم اضافه مىكنيم و آن اين‌كه اگر سبب كفر و نفاق باديه‌نشينان ، نادانى و طبع خشن باشد ، هرگاه آنان ايمان بياورند ، بايد ايمانشان هم محكم‌تر و هرگاه اخلاص ورزند ، اخلاصمندتر از ديگران مىباشند ؛ زيرا سبب [ شدّت كفر و يا شدّت ايمان ] يك چيز است . بدين مناسبت به آنچه در ميزان شعرانى ، باب شهادات آمده است اشاره مىكنيم : حنبلىها شهادت بيابان‌نشين را بر ضد شهرنشين در هيچ حالتى قبول ندارند . مالكيه آن را تنها در جراحت و كشتن مىپذيرند و جز آن در حقوق ديگر قبول نمىكنند . البتّه ، ما دليل نظريه كسى را كه مىگويد : شهادت غيرمسلمان بر ضد مسلمان پذيرفته نيست فهميديم ، امّا دليل كسى را كه بيابان‌نشين مسلمان را در مسئله شهادت ،