مخالفت كردند و از اين گروه ، منافقان و كسانى بودند كه به خدا و پيامبرش دروغ گفتند . پيشتر دربارهء آنان سخن گفته شد و در آينده نيز مطالبى گفته خواهد شد .
گروهى از كسانى كه دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را نپذيرفتند ، افرادى بودند كه در واقع عذر داشتند و اين گروه هيچگونه گناه و سرزنشى ندارند و آنها بر سه دستهاند :
1 . ضعيفانى كه به سبب پيرى و يا وجود نقص ديگر در وجودشان ، توان جنگيدن را ندارند ؛ نظير شخصى كه ذاتا بدنش طورى ضعيف آفريده شده كه طاقت جنگ را ندارد .
2 . بيماران . فرق ميان بيمار و ضعيف آن است كه سبب بيمارى در خلقت و وجود شخص نيست [ بر خلاف ضعيف كه سبب ضعف در خلقت اوست ] ، امّا هركدام از اين دو واژه را مىتوان به جاى ديگرى بهكار برد .
3 . تهىدستانى كه خرج خود را ندارند و كسى هم نيست كه خرج آنها را تضمين كند . وجود چنين افرادى در ميان مجاهدان ، مشكلى براى آنان مىآفريند كه مانع از رسيدن ايشان به هدف موردنظر مىشود .
خداى سبحان به اين سه دسته اجازه داده است كه در جهاد شركت نكنند
إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ .
به اين معنا كه در ايمانشان اخلاصمند باشند و ساير واجبات را انجام دهند ؛ نظير نگهبانى از شهر و محافظت از خانوادهها و اموال مجاهدان و . . .
ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
هركس كه به تكليف خود كاملا عمل كند ، از ديدگاه اسلام ، نيكوكار است ، حال نوع وظيفه هرچه باشد و هركس كه به تكليف خود عمل نكند ، گناهكار است . خداوند جهاد را از بيماران و تهىدستان ساقط كرده است . بنابراين ، اگر آنان به ديگر واجبات عمل كنند ، نيكوكار محسوب خواهند شد و هيچكس حق مجازات آنها را ندارد . فقها از اين آيه ، يك اصل كلّى استنباط كردهاند و احكام زيادى را فرع بر آن دانستهاند . از جملهء اين احكام اين است كه هرگاه شخصى مالى را نزد ديگرى امانت بگذارد و مال تلف شود ، فرد امانتدار