لِيُؤْذَنَ لَهُمْ .
دوم : دستهاى كه در خانههاى خود نشستند و به خدا و پيامبرش دروغ گفتند و خدا به اين گروه اشاره كرده و گفته است :
وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ .
تقسيم خانهنشينان به دو دستهء عذرآورندگان و دروغگويان ، نشان مىدهد كه مراد از معذّرين كسانى هستند كه به سبب داشتن عذرى موجّه در جهاد شركت نكردند و به همين دليل ، خدا دربارهء آنان سكوت اختيار كرده و به عذابى دردناك تهديدشان نكرده است ، در حالى كه دروغگويان را با اين سخن خود مورد تهديد قرار داده است :
سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
سؤال : سياق آيه اقتضا دارد كه « منهم » حذف شود ؛ زيرا كسانى كه به خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دروغ مىگويند ، همگى كافرند و نه برخى از آنان ؟
رازى پاسخ داده است كه خداوند تعالى مىدانست كه بعضى از آنها به زودى ايمان خواهند آورد و از مجازات رهايى خواهند يافت . بنابراين ، آوردن واژهء « من » براى آن است كه تبعيض را بفهماند . آنچه ما آن را در پاسخ ، درست مىبينيم ، اين است :
كسانى كه در خانه نشستند و به خدا و پيامبرش دروغ گفتند بر دو دستهاند : دستهاى با اينكه در ظاهر و باطن به خدا و پيامبر او ايمان داشتند ، در عذر آوردنشان دروغ گفتند تا در آسايش باشند و از سنگينى جهاد فرار كنند . اين دسته كافر نيستند ، بلكه بىباك هستند . دستهاى با اينكه در باطن ، نبوّت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله را منكر بودند ، عذر آوردند . اين گروه كافرند و استحقاق پايدار ماندن در عذاب را دارند .
بر اين اساس ، واژهء « منهم » بدين منظور آمده است كه نشان دهد ، كافران همان كسانى هستند كه در جهاد شركت نكردند و منكر رسالت هم بودند ، نه كسانى كه منكر نبودند ، ولى به خاطر اهميّت ندادن به جهاد شركت نكردند .
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مردم را به رفتن به جهاد فراخواند . گروهى به ميدان جهاد شتافتند و گروهى