خشنودند كه با خانهنشينان در خانه بمانند . خدا بر دلهايشان مهر نهاده است كه نمىدانند . ( 93 )
واژگان
المعذّرون : جمع معذّر به فتح عين و تشديد ذال . اين واژه دو معنا دارد :
اوّل عذرآورنده و از اعتذر گرفته شده است ، خواه عذرى برايش باشد و خواه نباشد .
دوم : از تعذير گرفته شده كه به معناى كوتاهى كردن است ؛ يعنى شخص عذر مىآورد ، در حالى كه عذرى ندارد .
الاعراب : ساكنان صحرا .
نصحوا : اخلاص ورزيدند .
اعراب
« حرج » اسم مؤخّر براى « ليس » و « على الضّعفاء » خبر مقدّم . « اذا » ظرف و متعلق به محذوف ؛ يعنى : « لا يخرجون » . « لتحملهم » ؛ يعنى آنان را بر شتر و يا ديگر مركبها سوار كنى . « حزنا » مفعول لاجله براى « تفيض » . مصدر ريخته شده از « الّا يجدوا » مجرور به حرف جر محذوف كه در تقدير : « لعدم وجود النفقة » بوده است .
تفسير
پس از آنكه خداوند ، احوال منافقان مدينه را بيان كرد ، در اينجا وضعيت عربهاى بياباننشينى را بازگو مىكند كه از جهاد سرباز زدند . اين اعراب دو دسته بودند :
اوّل : كسانى كه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند و عذر آوردند و از او رخصت خواستند كه در خانه بمانند و اين دسته مقصود سخن خداوند است :
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ