تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
يكى از كارهاى معصوم عليه السّلام را ثابت و يا تفسير كنيم . دوم : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىخواست بر جنازهء او نماز گزارد ، امّا جبرئيل گوشهء لباس او را برگرفت و اين آيه را بر او خواند :
« وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ »
. سوم : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر آن منافق نماز نگزارد . در مجمع البيان آمده است : « بيشتر روايت‌ها دلالت دارد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر او نماز نخواند » . بهترين چيزى كه در اين‌باره خواندم ، مطلبى است كه در تفسير شيخ مراغى آمده است . مضمون گفتهء او اين است : بخارى و ديگران روايت كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر جنازه ابن ابى نماز خواند . وقتى از آن حضرت پرسيدند ، فرمود : خداوند مرا در نماز گزاردن بر جنازه منافقان مخيّر گذاشته است ؛ زيرا به من فرمود : « براى آنان طلب آمرزش كن و يا نكن » . آن‌گاه مراغى حديث را چنين توجيه مىكند كه بسيارى از علما اين حديث را درست نمىدانند ؛ زيرا آيهء نهى از نماز گزاردن بر منافقان ، پيش از مردن ابن ابى نازل شد و محال است كه پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و إله با كتاب خدا مخالفت ورزد و نيز محال است كه بگويد : خدا با اين سخن خود :
« اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ »
مرا مخيّر گذاشته است ، چراكه سخن خدا :
« فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ »
دليل قاطعى است بر اين‌كه « او » در اين‌جا براى تخيير نيست . بنابراين ، خود حديث نشان مىدهد كه آن ، دروغ بستن بر خدا و پيامبر اوست . 3 . طبرسى در مجمع البيان مىگويد : « اين آيه نشان مىدهد كه ايستادن بر قبر به منظور دعا كردن ، عبادتى است مشروع » . فقهاى مسلمانان بر اين امر وحدت نظر دارند كه دعا براى مردگان همانند زندگان شرعا جايز است ، بلكه مردگان نيازمندترند . البته ، مشروط بر اين‌كه ما زنده شدن دوباره و بازپرسى و مجازات در قيامت را باور داشته باشيم و تفاوت نمىكند كه دعا بر سر قبرها باشد و يا جاى ديگر . همچنين تمام فقها اجماع دارند كه زيارت قبرها جايز است ، به استثناى پيشوايان