تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
همّ بالشىء : اراده كرد آن چيز را . همّت غير از عزم است ، مگر آن‌كه به آخرين درجهء نيرومندى در نفس انسان برسد [ كه در اين صورت ، همّت همان عزم است ] .

اعراب

مصدر ريخته شده از « اغناهم » مفعول « نقموا » يعنى : ما كرهوا الّا اغناء اللّه اياهم . من ولىّ « من » زايد ، « وليّ » مبتدا .

تفسير

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ .
برخورد ملايم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با منافقان سودمند نبود ، بلكه به آنان جرأت داد تا از او خرده‌گيرى كنند و بگويند : او اذن است ( حرف هركسى را قبول مىكند ) . از اين‌رو ، خدا به پيامبر دستور داد كه بر آنان سخت بگيرد و به جهاد برخيزد ، لكن نوع جهاد را بيان نكرده است كه آيا با شمشير ، يا با زبان و يا از راه ديگر است ؟ و اين ، بدان معناست كه خداوند تعيين نوع جهاد را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله وانهاد . تا با هرچه حكمت اقتضا مىكند و او صلاح مىداند با آنان جهاد نمايد .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ
ضمير « يحلفون » و « قالوا » به گروهى از منافقان برمىگردد ؛ زيرا آنان دربارهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله سخن كفرآميز گفته بودند و هنگامى كه در اين‌باره از آنان پرسيدند ، آنها ترسيدند و سوگند خوردند . از اين‌رو ، خدا آنها را تكذيب و درستى آنچه را به ايشان نسبت داده شده بود ، اثبات كرد . خداى عزّ و جل نه نام افرادى را كه سوگند دروغ ياد كرده بودند بيان كرده و نه سخن كفرآميزى را كه آنان بر زبان آورده بودند ، تا مبادا مسلمانان اين سخن را بر زبان جارى كنند . شيخ مراغى در تفسير خود مىگويد : درست‌ترين چيزى كه روايت شده آن است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله زير سايه درختى