انگشت دست راست بريده مىشود و كف دست و نيز انگشت ابهام به حال خود مىماند . در اينجا ، مسائل زيادى وجود دارد كه ما آن را به كتابهاى فقهى ازجمله جزء ششم از كتاب فقه الامام جعفر الصادق ، وامىگذاريم .
فَمَنْ تابَ
از دزدان
مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
اهل سنّت مىگويند : توبهء دزد موجب سقوط حد از وى نمىشود . شيعهء اماميه مىگويد : اگر دزد پيش از آنكه دزدى او در نزد حاكم ثابت شود خودش توبه كند ، حد بر وى جارى نمىشود . صاحب تفسير المنار نيز در اين نظريه با اماميه موافق است و چنين مىگويد : « اگر دزدى و سرقت به قطع طريق ( راهزنى ) مقايسه شود و دزد پيش از آنكه به نزد حاكم برده شود توبه كند ، در اين صورت ، آشكار است كه حدّ ساقط مىشود » .
البتّه فقها اتفاق نظر دارند كه توبه موجب از بين رفتن حقّ شخصى مالباخته نمىشود و بايد اين مال ، عينا در صورتى كه موجود باشد و عوض آن ، در صورتى كه تلف شده باشد ، به صاحبش بازگردانده شود .
أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ .
اين آيه تنها خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست ، بلكه خطاب به هركسى است كه قرآن را بشنود . در اين آيه بيان شده است كه خداوند آفرينندهء جهان و انسان است و او جز كارى را كه به خير و صلاح بندگانش باشد انجام نمىدهد . به عنوان نمونه : اگر گناهكارى را عذاب كند براى تربيت او و حفظ مردم از شرّ اوست و اگر كسانى از بندگان خود را كه توبه مىكنند ، مىآمرزد ، بدان جهت است كه آنان را تشويق كند تا به اصلاح خود بپردازند .