محذوف است . از ظاهر «
أَيْدِيَهُما
» برمىآيد كه هر دو دست دزد قطع مىشود ؛ چرا كه «
أَيْدِيَهُما
» جمع است و جمع بر سه و بيشتر صدق مىكند و اگر مقصود ، قطع يك دست مىبود ، بايد « يديهما » مىگفت ؛ لكن با وجود سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اين ظاهر صرف نظر مىشود و نيز اجماع بر اين است كه يك دست دزد بريده مىشود . همچنان كه عموم
« السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ »
ايجاب مىكند كه هم دست مرد دزد بريده شود و هم دست زن دزد ؛ لكن چنانكه بيان خواهيم كرد ، از اين عموم نيز صرف نظر مىگردد . «
جَزاءً
» مفعول لاجله براى « اقطعوا » و «
نَكالًا
» بدل از «
جَزاءً
» است .
تفسير
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ .
مراد از نكال در اينجا ، مجازات دنيوى است . هرچند شرايع آسمانى و قوانين بشرى در تعيين جرم و نوع مجازات و نيز شرايط اجراى اين مجازات ، با يكديگر اختلاف نظر دارند ؛ در يك چيز همگى وحدت نظر دارند و آن اينكه هدف از مجازات ، بازداشتن جنايتكار از ارتكاب جرم است تا امنيّت مردم تأمين و منافع آنان حفظ گردد . امام على عليه السّلام فرمود :
« سلطان سايهء خدا در زمين اوست » . اينكه برخى از فقها مىگويند : هدف از مجازات ، برداشته شدن عذاب از شخص گناهكار در روز قيامت مىباشد ، سخنى است كه نبايد بدان توجه كرد . البتّه ، خداوند عادلتر از آن است كه به جهت يك گناه ، شخصى را دوبار مجازات كند . درهرحال ، بريدن دست دزد شرايطى دارد كه از اين قرار است :
1 . مال مورد دستبرد ، در محلّى امن و حفاظت شده باشد و دزد آن را از اين محل بيرون آورد . بنابراين ، اگر كسى به عنوان مثال : ماشينى را از گاراژى بدزدد كه در آن قفل است ، حد زده ، و ماشين به صاحبش برگردانده مىشود . امّا اگر كسى آن را از جادّه بدزدد و يا از گاراژى كه قفل نباشد ، حدّ سرقت بر او جارى نمىشود ، بلكه طبق نظر