اعراب
«
جَزاءُ
» مبتدا . «
فَساداً
» مصدر و در موضع حال از « واو » در «
يَسْعَوْنَ
» و معنا چنين است : « يسعون فى الأرض مفسدين » . مصدرى كه از
« أَنْ يُقَتَّلُوا »
ريخته مىشود خبر است براى «
جَزاءُ
» .
« مِنْ خِلافٍ »
متعلق به محذوف و حال از
« أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ » .
«
ذلِكَ
» مبتداى اوّل و «
خِزْيٌ
» مبتداى دوم و «
لَهُمْ
» خبر آن . مبتداى دوم با خبرش ، خبر مبتداى اوّل .
« فِي الدُّنْيا »
متعلق به محذوف و صفت براى «
خِزْيٌ
» .
« إِلَّا الَّذِينَ »
در محلّ نصب ، بنابراينكه مستثناى متصل است از واو
« يُحارِبُونَ »
.
تفسير
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً .
مراد از جنگ با خدا و پيامبرش آن است كه تجاوز به مردم ، تجاوز به خدا و پيامبر محسوب مىشود . از اينرو ، يكى از حدود خداوند دربارهء تجاوزگر اجرا مىشود . مراد از فساد در زمين در اين جا قطع طريق و راهزنى است . در اين جنايت ، چند جنايت ديگر نيز اتفاق مىافتد : ترساندن كسانى كه [ در سايهء حكومت اسلامى ] در امنيت هستند ؛ سرپيچى از دستور حكومت ؛ ارتكاب جنايت بهطور آشكار ؛ ريختن خون ، غارت اموال و احيانا از بين بردن آبرو و حيثيت مردم . از اينجهت ، خداوند كيفر قطّاع الطّريق [ راهزنان ] را در ضمن سخنان خود بهترتيب زير بيان فرموده است :
أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ .
مراد از مفسد در اينجا هركسى است كه سلاح برگيرد تا مردم را با زدن ، يا كشتن ، يا غارت ، يا اهانت يا تجاوز به آبرو و حيثيت ، تهديد كند و تفاوت نمىكند كه اين شخص مسلمان باشد يا غير مسلمان و اين كار را در خشكى انجام دهد يا در دريا ، در شب باشد يا در روز ، در شهر باشد يا در