پاسخ : مراد از منفعت فرد ، منفعتى نيست كه باعث از بين رفتن منافع جامعه شود و يا با آن در تضاد باشد و نيز مقصود از فرد ، كسى نيست كه بخواهد به حساب ديگران زندگى كند ؛ زيرا چنين فردى به معناى درست كلمه ، انسان بهشمار نمىآيد ، بلكه از ديدگاه اسلام بزرگترين دشمن انسانيت بهشمار مىرود و سخن خداوند :
« أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ »
اشاره به همين موضوع دارد . مقصود از فرد كسى است كه منفعت خود را از منفعت جامعه بگيرد و زندگى خود را در زندگى جامعه و كرامت خود را در كرامت آن بداند . وانگهى مراد از منافع جامعه ، منافع تمام افراد آن است ؛ زيرا جامعه عبارت از مجموعهاى از صفرها نيست ، بلكه جامعه از مجموعهء افراد تشكيل مىشود . بنابراين ، هر جامعهاى كه حتى يك ضعيف در آن يافت شود كه از گرفتن يكى از حقوق خود بيم داشته باشد ، كيان اين جامعه ، ناتوان و اوضاع آن نابهسامان است ، نظير بدنى كه برخى از اعضايش فاسد باشد و يا خانهاى كه يكى از پايههايش ويران گردد .
برايناساس ، مصلحت فرد و جامعه كاملكنندهء يكديگر هستند ؛ يعنى يكى ، ديگرى را به كمال مىرساند و از يكديگر جدا نمىشوند .
وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ؛
يعنى پيامبران الهى ، حكم خدا را به يهود رساندند و از طريق وحىاى كه از سوى خدا به آنان شده بود گفتند : « هركس ، كس ديگر را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين بكشد ، چنان است كه همهء مردم را كشته باشد . . . » ؛ لكن بسيارى از يهوديان به اين هشدار توجّهى نكردند و همچنان به ريختن خونها و هتك حرمتها ادامه دادند . جملهء
« بَعْدَ ذلِكَ »
اشاره به اين دارد كه علىرغم تمام شدن حجّت بر آنان و قطع هرگونه بهانهاى كه ممكن بود بدان توسط جويند ، آنها هر كارى كه مىخواستند انجام دادند و اين ، موضع قرآن در برابر هر منكر حق است كه با منطق ، عليه او دليل مىآورد و با حكمت وى را به سوى حق فرامىخواند ، تا آنجا كه اگر او همچنان بر انكارش پافشارى كند ، اين عملش نشاندهندهء دشمنى او با خود حقّ است ، نه با شخص دعوتكننده .