1 . جنگ در شرايطى رخ دهد كه كار دين در زمين بالا گرفته و نيروى كافى براى دفاع از دين و پيروانش وجود داشته باشد ، طورىكه توطئه و فريب دشمن ، به سبب وجود نيروى بازدارنده ، نتواند زيانى به آن برساند . در چنين حالتى ، رزمندهء مسلمان ميان كشتن و اسير كردن كافر مخيّر است و در صورتى كه اسير كند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اختيار دارد كه اين اسير را بكشد و يا او را در برابر گرفتن فديه يا بدون آن آزاد كند . خداوند مىفرمايد : « چون با كافران روبهرو شديد ، گردنشان را بزنيد و چون آنها را سخت فروگرفتيد ، اسيرشان كنيد و سخت ببنديد . آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه . . . » . « 1 » البتّه ، رمز آزاد كردن اسير روشن است و آن عبارت است از : وجود نيروى بازدارنده [ - دفاعى ] .
2 . پيش از آنكه دين در زمين قدرت پيدا كند و از سلطه و نيرو برخوردار شود ، جنگ روى دهد . در چنين وضعيتى ، اگر رزمندهء مسلمان بر كافر جنگجو مسلط شود ، بايد او را بكشد و اسير نگيرد . دليل اين كار آن است كه در دل هر كس كه بخواهد بر ضد مؤمنان اعلام جنگ كند ، ترس و وحشت ايجاد گردد . بر اثبات اين مدّعا ، سخن خداوند دلالت دارد كه مىگويد :
« ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ » ؛
يعنى نبايد از كافران اسير بگيرد ، تا زمانى كه براى دين نيروى بازدارنده تشكيل شود كه بتواند با آن كفر و ستم را در خاك مذلّت نشاند .
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا .
اين خطاب تنها متوجّه كسى است كه به قصد غنيمت و گرفتن فديه از مشركان اسير مىگيرد و به فسادى كه زندگى او در زمين دارد اهميّت نمىدهد .
وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ؛
خدا براى بندگانش پاداش آخرت را مىخواهد ؛ زيرا اين پاداش ، بهتر و ماندنىتر از متاع دنياست .
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛
يعنى خداوند به مؤمنان عزّت مىدهد ، هرچند آنان اسيرانى نداشته باشند و او در تدبير و امر و نهى خود حكيم و داناست .
هامش
( 1 ) . محمد ( 47 ) آيهء 4 .