واژگان
أسرى : جمع اسير . اسر به معناى سختگيرى بر رزمنده و دستگيرى آن .
الأثخان : سختگيرى . گفته مىشود : « اثخنه » ؛ هرگاه بر او سخت گيرد .
العرض : چيزىكه عارض مىشود و ادامه پيدا نكند .
مسّكم : به شما رسيد .
اعراب
« لَوْ لا كِتابٌ » ،
« كِتابٌ »
مبتدا و
« سَبَقَ »
صفت آن و خبرش محذوف است ؛ يعنى « لو لا كتاب كائن » .
« حَلالًا »
حال از موصول در
« مِمَّا غَنِمْتُمْ »
و يا صفت براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى : « كلوا أكلا حلالا » .
تفسير
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ .
مفسران اتفاق نظر دارند بر اينكه اين آيه دربارهء اسيران بدر نازل شده است و ظاهر سياق آن بر اين مدّعا دلالت دارد ؛ امّا در تفسير آن دچار اختلاف نظر شدهاند . براى آنكه مقصود آيه روشن شود ، ما آنرا به صورت پرسش و پاسخ بيان مىكنيم :
هرگاه ميان مسلمانان و بتپرستان جنگ درگيرد و يك مسلمان رزمنده ، كافرى را دستگير كند و بر او مسلط شود ، آيا بر مسلمان واجب است كه اين كافر را بكشد و يا اسارت او نيز براى وى جايز است ؟ بر فرض اينكه اسير گرفتن او روا باشد و رزمندهء مسلمان هم او را اسير كند ، آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ميان كشتن اين اسير و آزاد كردن او در مقابل فديه و يا بدون فديه آزاد است ؟
در پاسخ اين پرسش مىگوييم ، بايد ميان دو حالت تفاوت قائل شد :