تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦

واژگان

العدوة : عين به سه وجه خوانده مىشود ؛ يعنى هم فتح آن جايز است ، هم كسر آن و هم ضمّ آن و به معناى يك طرف بيابان است . الدّنيا : مؤنث ادنى ( نزديك‌تر ) است . القصوى : مؤنث اقصى ( دور تر ) است . البينة : حجت آشكار . بذات الصدور : آنچه در دل‌ها خلجان مىكند .

اعراب

« الدُّنْيا
و
الْقُصْوى
» ، هر دو صفت براى « العدوة » .
« الرَّكْبُ »
مبتدا و
« أَسْفَلَ »
منصوب بنابر ظرفيت ، متعلق به محذوف و خبر مبتدا ؛ زيرا به معناى : « فى مكان أسفل منكم » است .
« لِيَقْضِيَ »
منصوب به « ان » كه بعد از لام در تقدير گرفته شده است . مصدر ريخته شده ، متعلق به محذوف و در تقدير : « فعل ذلك لقضائه أمرا » مىباشد . مصدر ريخته شده از
« لِيَهْلِكَ »
متعلق به « يقضى » است .

تفسير

اين آيات برخى از عواملى را كه خداوند آنها را براى پيروزى مسلمانان بر مشركان در واقعهء بدر آماده ساخت ، بيان كرده است . از جملهء اين عوامل آن بود كه خداوند به مسلمانان الهام كرد كه در آن طرف از بيابان ، كه نزديك‌تر به مدينه است ، موضع بگيرند ، امّا مشركان در طرف دور تر فرود آمدند و ميان دو طرف ، تپه‌اى بود كه آنها را از يكديگر جدا مىكرد . از سياق سخن چنين به دست مىآيد كه طرف مسلمانان داراى موقعيت استراتژيك بود كه