پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سخن مىگفت كه ناگاه على عليه السّلام وارد شد . زبير به او لبخند زد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به زبير فرمود : دوستىات با على چگونه است ؟ او گفت : اى پيامبر خدا ! او را بهسان فرزندم و يا بيشتر دوست دارم . پيامبر به او گفت : چگونه خواهى بود وقتى كه به جنگ با او به روى ؟ » .
نيز در تفسير طبرى آمده است : « زبير بن عوام گفت : ما مدّتى اين آيه را قرائت كرديم و مصداق آن را نديديم . پس ناگهان ديديم كه خود ما مصداق و مقصود آن هستيم » .
وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآواكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .
خطاب متوجه صحابهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است و خداوند به آنان يادآورى مىكند كه پيش از اسلام در ضعف و ناتوانى و بيم و خوارى و تنگدستى به سر مىبردند و پس از اسلام در حالت امنيت و سربلندى و ثروت و قدرت زندگى مىكنند ؛ زيرا آنان دعوت خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به زندگى پذيرفتند . هدف از اين يادآورى آن است كه آنان اطاعت و پذيرفتن دعوت به زندگى را ادامه دهند تا در سايهء آن ، نيرومند و باعزّت زندگى كنند و اگر آنها از اين دعوت روى برتابند و نافرمانى كنند ، به همان وضعيت ناتوانى و خوارى - همانگونه كه وضعيت امروز مسلمانان ، بهويژه اعراب چنين است - بازخواهند گشت .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ .
خيانت كردن به خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها به ترك روزه و نماز نيست و خيانت بزرگ ، همان خيانت به ميهن و امّت است و اين خيانت عبارت از اين است كه مركز نيرو و رهبرى به دست ستمكاران باشد و آنها بر كشور و سرنوشت آن حكومت كنند و ما هم در برابر آنان و ستمكارىهاشان صبر پيشه كنيم و از جنگ و مبارزه عليه آنها خوددارى نماييم .
وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ ؛
يعنى به امانتهاى خود خيانت نكنيد . بسيارى از مفسران گفتهاند : اين سخن خدا ، نهى است از خيانت ورزيدن در دادوستدهايى كه ميان مردم انجام مىشود و ترديدى