ما را بدان دعوت مىكنى در پرده است و گوشهامان سنگين است و ميان ما و تو حجابى است » . « 1 »
از اين آيه استنباط مىشود كه مراد از انسانى كه خدا ميان او و قلبش حايل مىشود ، انسانى است كه هوسها و گمراهى او را كور كرده باشد . بنابراين ، آيهء مورد نظر ، همانند آيهء 7 از سورهء بقره است : « خداوند بر دلهايشان مهر زده است » ؛ يعنى آنان به سبب شدت گمراهى نمىتوانند از دلهايشان سود ببرند ، تا آنجا كه گويى خداوند بر آنها مهر زده و يا ميان اين دلها و صاحبانشان حايل شده است . بنابراين ، نسبت دادن مهر زدن و مانع شدن به خدا از باب مجاز است و نه حقيقت .
برخى از مفسران بر اين عقيدهاند كه معناى سخن خدا :
« يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ »
آن است كه قلب در قبضهء قدرت خداوند است و هرگونه كه بخواهد آنرا دگرگون مىسازد و در نتيجه ، تصميمهايش را برهم مىزند ، يادآورىاش را به فراموشى و فراموشىاش را به يادآورى ، ترس را به امنيت و امنيت را به ترس تبديل مىكند .
هركدام از اين دو نظريه ، محتمل به نظر مىرسد .
هامش
( 1 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 5 .