با اين بيان ، معناى اين سخن كه اسلام با زندگى پهلوبهپهلو حركت مىكند ، روشن مىشود و نيز اينكه هرچيزى دور از زندگى باشد از اسلام نيست و هر انسانى - هركه باشد - كه به زندگىاى دعوت كند كه در آن استثمار ، ستم و مشكلات نباشد ، اين دعوت او همان دعوت خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، خواه او اين را قصد كرده باشد يا نكرده باشد همچنين ، هركس كه راه زندگى و پيشرفت آنرا ببندد دشمن خداست ، هرچند شبها نماز بخواند و روزها روزه بگيرد . امّا آن گروهى كه در دورهء ما پيدا شده و دين خود را به استعمار و صهيونيزم فروخته و خود را زير نقاب دين پنهان كردهاند ، همان گروه جيرهخوارى است كه ما در ج 2 ، در تفسير آيهء 142 از سورهء آل عمران بدان اشاره كرديم .
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ .
قلب جايگاه ايمان و كفر ، اخلاص و نفاق و دوستى و دشمنى است و فرمان انجام دادن كارهاى خوب و بد از آنجا صادر مىشود و اگر قلب نبود ، انسان هم انسان نبود . دربارهء عظمت قلب ، اين سخن خداى ما را بسنده است كه مىفرمايد : « زمين و آسمانم گنجايشم را ندارد و قلب بندهء باايمانم گنجايشم را دارد » . بىترديد ، آنچه گنجايش چيزى را دارد كه آسمانها و زمينها براى آن تنگ است ، از آنها بزرگتر خواهد بود .
سؤال : چگونه اين عضو كوچك گنجايش چيزى را دارد كه آسمانها و زمينها برايش تنگ است . وانگهى ، چرا خداوند اين ويژگى را به قلب مؤمن اختصاص داده است نه قلب كافر ؟
پاسخ : مراد از وسعت و گنجايش در اين حديث قدسى ، وسعت مكانى نيست ؛ زيرا خدا مكان ندارد ، بلكه مراد وسعت فهم و شناخت خداوند است و قلب مؤمن ، از خدا چيزى را درك مىكند كه آسمانها و زمين نمىتواند درك كند . همچنين ، قلب كافر از خدا چيزى را نمىفهمد ؛ چراكه در گمراهى و تباهى است : « گفتند : دلهاى ما ، از آنچه