تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
خواهد بود . امّا ايمان به رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، عين ايمان به آيين برادرى و برابرى ، آزادى انسان و حمايت از وى و به هر اصلى است كه به خير و صلاح انسانيت باشد ؛ زيرا هدف رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله هدايت بشر و خوشبخت كردن اوست و نيز گسترش عدالت در ميان افراد بشر . امّا ايمان به روز قيامت ، ايمان به اين است كه انسان افسار گسيخته رها نمىشود ، بلكه او در برابر هر عملى كه انجام مىدهد ، خواه كوچك باشد خواه بزرگ ، مسئول است و براى اين اعمال مورد بازپرسى قرار مىگيرد و به او پاداش داده مىشود : اگر كار و عمل نيك باشد ، پاداش نيك و اگر بد باشد ، پاداش بد داده مىشود . چنين ايمانى آن‌گونه كه ملاحظه مىكنيد بيشتر شبيه قوّهء مجريه و يا انگيزهء تشويق كنندهء عمل بر طبق چيزى است كه ايمان به خدا و پيامبر آن‌را ايجاب مىكند . آنچه گفته شد ، دربارهء اصول عقيده بود . امّا فروع آن ، يعنى كارهايى كه در شريعت اسلام جايز است و كارهايى كه جايز نيست ، نيز بر اصلى انسانى استوار است كه امام صادق عليه السّلام بدان اشاره كرده و فرموده است : « هرچيزى كه به نحوى از انحاء در آن صلاح مردم باشد جايز است و هرچيزى كه به جهتى از جهات در آن فساد باشد جايز نيست » . اكنون ، اين فراخوان خدا و رسول اوست كه قرآن به روشنى و آشكارا آن را بيان مىكند :
اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ .
هرگاه آيهء 32 از آل عمران :
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
را به اين آيه عطف كنيم و آن دو را در يك‌جا آوريم ، معناى آنها اين قياس منطقى را تشكيل مىدهد : خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم را به كار كردن براى زندگى فراخوانده‌اند و خداوند به كافر بودن كسى كه از اين فراخوانى روى برتابد ، حكم كرده است . پس هركس براى زندگى كار نكند كافر است . « 1 »
هامش
( 1 ) . در تفسير آيه 47 از سورهء مائده بيان كرديم كه هرگاه واژه كفر به عمل نسبت داده شود ، مراد از آن ، فسق و گناه است و هرگاه فسق به عقيده نسبت داده شود ، مراد از آن ، كفر است . بنابراين ، مراد از كفر كسىكه براى زندگى كار نمىكند ، كفر عملى است نه كفر عقيدتى .