تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
2 . دستهء دوم « شكارچيانى » هستند كه جز به خود و منافع خود ايمان ندارند . از اين رو از هرچيزى كه با منافعشان سازگارى داشته باشد استقبال مىكنند ، هرچند باطل باشد و هرچيزى را كه با منافع آنها در تضاد باشد رد مىكنند ، هرچند حق باشد . خداوند براى اين‌كه حجت را تمام كند دعوت خويش را به هر دو دسته به‌طور يكسان ابلاغ مىكند . لذا مىفرمايد : « تا پيامبرى مبعوث نكنيم ، عذاب نمىكنيم » . خداوند پس از بيان و اتمام حجت ، بر اندرز و ارشاد كسانىكه دعوت او را مىپذيرند و از آن سود مىبرند مىافزايد : « كسانىكه هدايت يافته‌اند ، خدا بر هدايتشان مىافزايد » . « 1 » امّا خدا از كسانىكه جز دربارهء منافع شخصى خود نمىانديشند روى بر مىتابد ؛ زيرا اندرز و نصيحت ، آنان را سود نبخشد و مقصود از جملهء
« وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ » ؛
نيز همين است . گواه ديگر بر اين مطلب ، سخن خداوند است كه بلافاصله مىگويد :
وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ؛
اگر حق را به گوش آنان مىرسانيد ، باز هم از آن روى مىگردانيد ؛ زيرا حق با هوس‌هاى آنها سازگارى ندارد .
هامش
( 1 ) . محمّد ( 47 ) آيهء 17 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 718 | محمد جواد مغنية