تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
اوامر و نواهى خدا و پيامبرش را اطاعت مىكند . بنابراين ، كسىكه مخالفت كند ، سزاوار عذاب خداوند و خوارى خواهد بود .
وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ .
واژهء « تولّى » به معناى روى گردانيدن است و ضمير
« عَنْهُ »
به « رسول » برمىگردد و مفعول
« تَسْمَعُونَ »
محذوف است كه تقدير آن : « تسمعون كتاب اللّه و آياته » مىباشد .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ .
واژهء « سماع » بسيارى از اوقات به معناى پذيرفتن به كار مىرود و از اين قبيل است : « لا أسمع منك » ؛ يعنى از تو نمىپذيرم . سمّاعون للكذب : كسانىكه دروغ را مىپذيرند . مراد از « سماع » در آيه نيز همين معناست ؛ يعنى خدا مؤمنان را نهى كرد از اين‌كه همچون منافقان باشند ؛ يعنى چنين وانمود كنند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فرمان او را پذيرفته‌اند ؛ لكن مخالفت و سرباز زدن از دستور او را پنهان دارند .
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ .
الاصم : كسىكه نمىشنود . الأبكم : كسىكه نمىتواند سخن بگويد . چهارپايان گوش‌هايى دارند كه با آنها مىشنوند ، لكن سخنى را كه مىشنوند نمىفهمند و نيز زبان‌هايى دارند ، لكن نمىتوانند با آنها سخن بگويند . بنابراين ، چهارپايان نه مىفهمند و نه مىتوانند بفهمانند و هركس كه سخن خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مىشنود اما هدايت نمىشود ، به‌سان چهارپاى كر و لالى است كه سخن را مىشنود و نمىفهمد .

جوياى حق و جوياى شكار

وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ .
مردم دو دسته‌اند : 1 . دسته‌اى كه بدون هيچ غرضى به دنبال حقاند . اين نوع مردم به اصلى ايمان نمىآورند و نظريه‌اى را تأييد نمىكنند ، مگر پس از آن‌كه دربارهء دلايل آن تحقيق مىكنند و آن‌گاه نظريات خود را بر اساس اين دلايل استوار مىسازند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 717 | محمد جواد مغنية