الطائفتان : آن دو گروه يكى كاروان بود و يكى سپاه [ كه از مكه آمده بود ] . سپاه داراى قدرت و نيرو بود و كاروان اين قدرت را نداشت و توضيح آن خواهد آمد .
دابر القوم : آخرين نفر آنها .
اعراب
« كَما »
متعلّق به محذوف است كه سياق آيه بر آن دلالت دارد و در تقدير اينگونه است : « إنّ القتال حقّ كما أخرجك من بيتك بالحق ؛ پيكار حق است ، چنانكه تو را از خانهات به حق بيرون آورد » . همانطور كه گروهى بيرون آوردن تو را از خانهات دوست نداشتند ، گروهى نيز پيكار را دوست ندارند .
« وَ إِذْ يَعِدُكُمُ » ،
« إِذْ »
منصوب به فعل محذوف ؛ يعنى « اذكروا إذ يعدكم » .
« إِحْدَى »
مفعول دوم براى
« يَعِدُكُمُ »
.
« أَنَّها لَكُمْ »
به تأويل مصدر مىرود ، در موضع نصب و بدل اشتمال از
« إِحْدَى »
و در تقدير :
« يعدكم إحدى الطائفتين ملكيّتها » و معناى آن ، مالكيت يكى از دو طايفه است ؛ چنانكه مىگويى : « أعجبنى زيد ثوبه » ؛ يعنى به شگفت آورد مرا لباس زيد .
تا بدر
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در چهل سالگى برانگيخته شد و پس از بعثت ، مدّت سيزده سال در مكّه اقامت و آنگاه به سوى مدينه هجرت كرد و در روز دوشنبه ، 12 ربيع الاول وارد مدينه شد و ده سال در آنجا اقامت گزيد و در روز دوشنبه 12 ربيع الاوّل ، در 63 سالگى به ديدار پروردگارش شتافت . زمانىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدينه مستقر شد ، سريههايى [ - گشتهاى نظامى ] را اعزام مىكرد تا سر راه كاروانهاى مشركان را بگيرند و از وضعيت آنها اطلاعاتى به دست آورند و آسايش ايشان را برهم زنند . مسعودى مىگويد : غزواتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، فرماندهى آنها را شخصا به عهده داشت 26 غزوه بود كه در نه مورد خودش مستقيما جنگيد .