اعراب
« لام » در
« لِجَهَنَّمَ »
براى عاقبت و نتيجه است ؛ نظير جملهء :
« فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا »
كه لام به معناى عاقبت است جملهء
« لَهُمْ قُلُوبٌ »
صفت براى
« كَثِيراً »
و جملهء
« لا يَفْقَهُونَ »
صفت براى
« قُلُوبٌ »
.
« مِمَّنْ خَلَقْنا »
خبر مقدم و
« أُمَّةٌ »
مبتداى مؤخّر .
تفسير
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ .
مقصود آيه ، آن نيست كه كسى را كه خدا در او هدايت مىآفريند ، هدايت يافته و كسى را كه در او گمراهى مىآفريند ، گمراه است . ابدا چنين نيست ؛ زيرا فطرت اين معنا را نمىپذيرد و بطلان آن بديهى است ؛ چراكه خدا به بندگانش ستم نمىكند . و نيز نصّ قرآن اين معنا را نفى مىكند : « پس هركس كه هدايت يابد ، هدايت به سود اوست و هركه گمراه گردد ، به زيان خويش به گمراهى افتاده است . . . » . « 1 » چگونه خداوند ميان دو صفت :
عدالت و گمراه كردن گرد مىآورد ؟ درحالىكه تنها شيطان است كه انسان را گمراه مىكند : « گفت : اين كار شيطان بود . او به آشكارا دشمنى گمراهكننده است » ، « 2 » « و فرعون قومش را گمراه كرد » . « 3 »
از ديدگاه ما ، معناى مورد نظر آيه اين است كه هدايتيافتهء حقيقى كسى است كه در نزد خدا هدايت يافته محسوب شود ، هرچند از نظر مردم گمراه باشد و ترديدى نيست كه انسان در معيار الهى ، تنها در صورتى هدايت يافته به شمار مىرود كه هم ايمان بياورد و هم كار شايسته انجام دهد : « كسانىكه ايمان آوردند و كارهاى شايسته
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 108 .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 15 .
( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 79 .