فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ؛
يعنى اى محمّد ! يهود را از پيشينيان دروغگويشان خبر بده و اينكه سرنوشت آنان به كجا انجاميد ؛ نظير آن قريهاى كه نزديك دريا بود و نيز همانند اين مردى كه از آيات خدا عارى شد تا عبرتى باشند براى آنان و موجب شود كه آنها نبوت تو را تكذيب نكنند .
ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ أَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ .
دروغ بستن به خدا و تكذيب آيات خدا هردو بدعت است ؛ زيرا اوّلى موجب مىشود كه آنچه از دين نيست جزء دين محسوب شود و دومى باعث مىگردد كه آنچه جزء دين است از دين نفى شود و اين عين بدعت است و هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى در آتش .
بنابراين ، هركس بدعت كند بر خود ستم كرده ؛ زيرا خود را در معرض عذاب و هلاكت قرار داده است .
سؤال : اگر كسى حق را به سبب اينكه از ستمگرى بر خودش بيم دارد تحريف كند ، آيا بدعتگذار محسوب مىشود يا خير ؟
پاسخ : بله ، او بدعتگذارى است كه بايد مورد نكوهش و مجازات قرار گيرد و در اين هيچ ترديدى نيست ؛ زيرا او بايد به سبب تحريف حق از خشم خدا بترسد و نه از خشم ستمگر به جرم پايدارى بر حق . البتّه ، گاهى به جهت دفع ضرر از خود ، جايز است كه انسان به حق عمل نكند ؛ امّا تحريف دين از طريق دروغ بستن بر خدا ، مطلقا توجيهى ندارد ، نتيجهاش هرچه باشد .