داشتند . آنگاه شيطان او را گمراه كرد و او علم و دين خود را رها كرد و به دنبال گمراهى رفت و از زمرهء گمراهان و هلاكشوندگان شد .
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها .
اگر مىخواستيم او را با آنچه خدا به او داده بود ؛ يعنى آگاهى از آيات او ، بالا مىبرديم ؛ لكن خدا نخواست كه او را به عمل كردن به آيات خودش مجبور كند ؛ زيرا خدا نمىخواهد با مردم از طريق مشيّت تكوينى خود ، كه به چيز مىگويد : « موجود شو ، پس موجود مىشود » برخورد كند ، بلكه با آنان از طريق مشيت اندرز و ارشاد ، كه از آن به امر و نهى تعبير مىشود ، رفتار مىكند و بههمين دليل ، فردى را كه از آيات خدا عارى شد ، آزاد و مختار گذارد و او نقد را بر نسيه ترجيح داد .
وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ .
« اخلاد » ، يعنى ملازمت و مراد از « ارض » در اينجا زندگى دنياست ؛ زيرا منبع اين زندگى ، زمين است و تمام چيزهاى پاكيزه و لذّتبخش از آن سرچشمه مىگيرند . معناى آيه اين است : اين مرد عارى از آيات خدا از فرمان مولايش سر باز زد و پيوسته از هواى نفس خود پيروى كرد . رازى مىگويد : اين آيه سختترين آيات بر دانشمندان است . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « هركه بر دانش خود بيفزايد اما در كنار آن بر هدايتش نيفزايد ؛ جز بر دورىاش از خدا نيفزوده است » .
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ .
سگى كه به سبب تشنگى و يا زوزه كشيدن زبانش را هميشه بيرون مىآورد . خواه آن را اذيت كنى و خواه رهايش بگذارى در هر دو حالت زبانش را از دهان بيرون مىآورد . همچنين است كسىكه همواره از هواى نفس خود پيروى مىكند و به گمراهىاش ادامه مىدهد ، در هرحال گمراه است ، خواه او را اندرز دهى و يا به حال خودش واگذارى .
ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا .
اين ، ويژگى هركسى است كه بر گناه پاىفشارد ؛ يعنى نه از آيهاى سود مىبرد و نه به اندرزى گوش فرامىدهد . خداوند براى شخصى كه بر گناه اصرار مىورزد ، سگى را همانند آورده است كه زبانش را از دهان بيرون مىآورد تا او را تحقير كند .