تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
مىرسد و اگر راه گمراهى را در پيش گيرد ، سرنوشت او جهنّم خواهد بود و چه بد سرنوشتى است ! بنابراين ، لام در
« لِجَهَنَّمَ »
لام عاقبت است ؛ نظير لام در
« لِيَكُونَ »
در آيهء
« فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا »
و نيز همانند « لدوا للموت و ابنوا للخراب » . سؤال : خداى سبحان فرموده است :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ؛
نيافريدم جن و انس را مگر براى اين‌كه مرا عبادت كنند » و تو مىگويى : خدا انسان را براى دانش سودمند و كارهاى شايسته آفريده است ؟ پاسخ : دانش سودمند و كار شايسته از برترين عبادت‌هاست ؛ زيرا در روايت آمده است : « يك دانشمند از هزار عابد و هزار زاهد برتر است » . در روايت ديگرى آمده است : « دانشمندى كه از دانش او سود برده شود ، از عبادت هفتاد هزار عابد برتر است » .
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها .
هرچيزى كه به هدفى كه از آن خواسته مىشود ، منتهى نشود ، وجود و عدمش يكسان است . از مهم‌ترين هدف‌هايى كه براى قلب در نظر گرفته شده ، آن است كه بر روى دلايل حق باز شود و هدف از چشم آن است كه اين دلايل را ببيند و هدف از گوش آن است كه آنها را بشنود و هرگاه اين اهداف از اين سه دستگاه به دست نيايد و از دلايل حق بهره‌گيرى نشود ، وجود آنها مانند عدم است . خدا مىگويد : « و در اين سخن براى صاحبدلان يا آنان كه با حضور ، گوش فرامىدارند اندرزى است » . « 1 » بنابراين ، به‌رغم اين‌كه قلب و گوش وجود دارند ، هرگاه از آيات حق و دلايل آن غفلت كنند ، مىتوان گفت آنها وجود ندارند .
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ ؛
آنها همانند چهارپايان هستند كه دل و چشم و گوش دارند ، لكن دل‌هايشان به روى حق بسته‌اند ، چشم‌هايشان اين دلايل را نمىبينند و گوش‌هايشان آن‌را نمىشنوند . ازاين‌رو آنها به‌سان چهارپايانند .
بَلْ هُمْ أَضَلُّ ؛
بلكه گمراه‌ترند ؛ زيرا چهارپايان كاملا وظيفه‌اى را كه برايشان در نظر گرفته
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 37 .