فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ .
موسى از ميان بهترينهاى قومش هفتاد مرد را برگزيد و آنانرا به ميعادگاه پروردگارش برد و وقتى كه آنان به آنجا رسيدند همگى هلاك شدند و موسى تنها باقى ماند . اين موقعيت ، موقعيتى بسيار دشوار است كه دل انسان را تنگ و صبرش را كم مىكند و انسان بيچاره مىشود . با اين وضع موسى عليه السّلام چه بايد بكند ؟ آيا به تنهايى به سوى بنى اسرائيل بازگردد ؟ و در اينصورت ، اگر آنان دربارهء مردانشان بپرسند او چه پاسخ دهد ؟ هيچ پناهگاهى براى او وجود ندارد جز خدا . لذا در پيشگاه خدا زارى مىكند كه اين مشكل را بر طرف سازد و آرزو مىكند كه اى كاش پيش از آنكه آنان را به اين مكان بياورد خدا او را به همراه آنان هلاك مىكرد ! آنگاه خطاب به خداوند عرض مىكند :
أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا .
تو بزرگتر از آن هستى كه چنين كنى ؛ زيرا تو بردبار و كريمى .
إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ .
واژهء فتنه چند معنا دارد كه برخى از آنها عبارتند از :
1 . گمراه كردن و فاسد نمودن و از اين قبيل است : آيهء 26 از سورهء اعراف :
« يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ ؛
اى فرزندان آدم ! شيطان شما را گمراه نكند ؛ چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد » . گفته مىشود : هذا مفتن :
فاسدكننده است .
2 . جنگيدن و كشتن . گفته مىشود : افتتن القوم : با يكديگر جنگيدند و ستيز كردند .
3 . امتحان كردن و آزمودن ، همانند
« وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ ؛
و اينچنين برخى را به وسيلهء برخى ديگر آزمايش مىكنيم » .
4 . در موارد متعددى به معناى عذاب بهكار مىرود و از اين قبيل است : آيهء 25 از سورهء انفال :
« وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ