بنويس . ما به سوى تو راه يافتهايم . گفت : عذاب خود را به هركس كه بخواهم مىرسانم و رحمت من همهچيز را دربر مىگيرد . آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مىكنند و زكات مىدهند و به آيات ما ايمان مىآورند مقرر خواهم داشت . ( 156 )
آنانكه از اين رسول ، اين پيامبر امّى ، كه نامش را در تورات و انجيل خود نوشته مىيابند ، پيروى مىكنند ، آنكه به نيكى فرمانشان مىدهد و از ناشايست بازشان مىدارد و چيزهاى پاكيزه را بر آنها حلال مىكند و چيزهاى ناپاك را حرام و بار گرانشان را از دوششان برمىدارد و بند و زنجيرشان را مىگشايد . پس كسانىكه به او ايمان آوردند و حرمتش را نگاه داشتند و يارىاش كردند و از آن كتاب كه بر او نازل كردهايم پيروى كردند ، رستگارانند . ( 157 )
واژگان
الفتنة : در اينجا مراد ، عذاب است و توضيح بيشتر در بخش تفسير خواهد آمد .
هُدْنا إِلَيْكَ :
به سوى تو بازگشتيم .
الإصر : سنگينى كه بردارندهاش را از حركت بازدارد .
الأغلال : جمع غل به ضم غين ، آهنى كه دست اسير و يا فرد جنايتكار را به گردنش مىبندد . و مراد از آن در اينجا ، دشوارى است .
التعزير : مقصود از آن يارى كردن و احترام است .
اعراب
« قَوْمَهُ »
منصوب به نزع خافض و تقدير آن : « و اختار من قومه » بوده است .
« سَبْعِينَ »
مفعول
« اخْتارَ »
و
« رَجُلًا »
تميز . و
« لَوْ شِئْتَ » ،
مفعول
« شِئْتَ »
محذوف است ؛ يعنى « لو شئت إهلاكنا » .
« أَهْلَكْتَهُمْ »
جواب
« لَوْ »
.
« إِيَّايَ »
عطف است بر ضمير منصوب در
« أَهْلَكْتَهُمْ »
. و
« إِنْ هِيَ » ،
« إِنْ »
نافيه و به معناى « ما » .
« هِيَ »
ضميرى است كه به « رجفة » برمىگردد .
« الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ »
بدل است از
« لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ » .