آوردن اين آيه پس از آيهء پيشين ، تأكيد بر اين موضوع است كه هركس مخلصانه توبه و انابه كند و به گناه بازنگردد ؛ چنانكه بنى اسرائيل بازگشتند ، خداى سبحان او را مورد رحمت و آمرزش خود قرار مىدهد ، خواه اين فرد اسرائيلى باشد خواه قرشى .
وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْواحَ وَ فِي نُسْخَتِها هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ .
موسى پيامبرى معصوم است و در اين هيچ ترديدى نيست ؛ لكن در عينحال ، وى انسانى است كه اندوهگين و خوشحال مىشود ، خشنود و خشمناك مىگردد . . . خشم زمانى بر او مسلط شد كه ناگهان با برگشتن قومش از دين خدا روبه رو گرديد و اين خشم هنگامى فرونشست كه برادرش هارون از او دلجويى كرد و نيز خدا به او وعده داد كه از مرتدها انتقام خواهد گرفت . پس از آنكه موسى عليه السّلام به حالت طبيعى خود بازگشت به دنبال الواحى رفت كه آنها را در هنگام خشم به دور افكنده بود و دلش آرام گرفت ؛ زيرا ديد كه اين الواح هدايت است براى كسى كه قلبش را بر روى نيكى مىگشايد و رحمت است براى كسىكه از نقمت و عذاب خدا مىترسد ؛ زيرا حكمت خدا چنين اقتضا كرده است كه بهشت و رحمت خود را به كسانى ببخشد كه به جهت ترس از عذابش از او اطاعت كرده و نقمت و عذاب خود را بر كسانى فروفرستد كه به سبب اعتماد به رحمتش او را نافرمانى مىكنند .