تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
شدند ، چنان‌كه آيهء 87 از سورهء طه بر اين مطلب دلالت دارد : « گفت : ما قوم تو را پس از تو آزمايش كرديم و سامرى گمراهشان ساخت . موسى خشمگين و پراندوه نزد قومش بازگشت . . . » خشم موسى از اين سخن او پيداست :
قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ .
او قومش را در حالى ترك گفت كه آنان يكتاپرست بودند و زمانىكه به سوى آنها بازگشت ، آنها را مشرك يافت . امّا مقصود از فرمان پروردگار كه آنها تا رسيدن آن صبر نكردند ، عبارت بود از : انتظار كشيدن موسى به مدّت چهل شب و اين مطلب را سخن موسى خطاب به آنان در سورهء طه ثابت مىكند : « آيا درنگ من به درازا كشيد ؟ » خشم موسى علاوه بر سخن او ، در عملش نيز آشكار شد :
وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ .
گروهى از علما مىگويند : موسى درحالى تورات را بر زمين افكند كه در آن نام خدا بود و سر برادرش هارون را گرفت ، درحالىكه او بندهء پاك و شايستهء خدا بود و موسى عليه السّلام نيز معصوم است . بنابراين ، چگونه چنين كارى از او سر مىزند ؟ آنها پس از طرح اين پرسش به تأويل و توجيه آن پرداخته‌اند . لكن ما نه تأويل مىكنيم و نه تعليل و توجيه ، بلكه سخن را بر همان معناى ظاهرىاش وامىنهيم ؛ زيرا عصمت ، طبيعت انسان را متحول نمىكند و از او ماهيّت ديگرى نمىسازد و خاصيّت خشم و خشنودى را از او برنمىدارد ، به‌ويژه اگر اين خشم و خشنودى براى خدا باشد و بالاخصّ اگر انسان به‌طور ناگهانى با وضعيتى رو به‌رو شود كه موسى عليه السّلام روبه‌رو شد ؛ چراكه موسى يك عمر در ميان قوم خود درنگ كرد و درس توحيد به آنها آموخت و آنان را براساس دين خدا تربيت كرد تا آن‌جا كه به ايمان آنان مطمئن شد ؛ امّا ناگهان با ارتداد و شرك آنان روبه‌رو مىشود ، بدون آن‌كه سبب و عاملى براى اين كار وجود داشته باشد . عدّه‌اى ديگر مىگويند : موسى مرد آهنين و هارون انعطاف‌پذير بود . ما نيز مىگوييم : موسى داراى عزم استوار ، ارادهء نيرومند و اعتماد به نفس بود و هارون در