سؤال : مقصود از سخن جادوگران :
« رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ » ،
چيست ، با اينكه مىدانيم باوجود اين سخن آنان :
« آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ »
نيازى بدان نيست .
پاسخ : فرعون به مردم مىگفت : « من بالاترين پروردگار شما هستم و جز خودم ، خداى ديگرى براى شما سراغ ندارم » و اگر جادوگران تنها به گفتن « رب العالمين » بسنده مىكردند ، فرعون با نيرنگ آنرا تحريف مىكرد و مىگفت : منظور آنان از رب العالمين ، من هستم . ازاينرو ، آنها راه نيرنگ و تحريف او را با سخن خود :
« رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ » ،
بستند .
دربارهء جادوگرى
در جلد اوّل ، تحت عنوان « جادو و حكم آن » دربارهء جادو سخن گفتيم و ازجمله بيان كرديم كه ما با كسانى هستيم كه جادو را امرى واقعى نمىدانند و بر اثبات اين مدّعا دليل اقامه كرديم ؛ اكنون عطف به سخنان پيشين ، مطالب زير را مىآوريم :
اين سخن خدا :
« سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ ؛
چشمان مردم را جادو كردند » دليل روشنى است بر اينكه جادو واقعيت ندارد ، بلكه شعبده و نيرنگ است . امّا معناى سخن خدا :
« جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ »
آن است كه آنچه آنان آوردند در ظاهر و در چشم مردم بزرگ است و نيز آنها در شعبده و نيرنگ به مرحلهء نهايى رسيدهاند . اين معنا را آيهء 66 از سورهء طه روشن و تأكيد مىكند : « . . . ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هرسو مىدوند » ؛ زيرا آنها در حقيقت نمىدويدند ، بلكه چنين به نظر مىرسيد . از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : « هر كس جادوگر يا كاهن و يا دروغگويى را تصديق كند ، به آنچه خدا فروفرستاده ، كافر شده است » .
بسيارى از مفسران مىگويند : جادوگران فرعون براى به حركت درآوردن رسنها و عصاها حيلهاى به كار بردند ؛ بدين ترتيب كه در داخل آنها مادّهء جيوه قرار دادند ، تا با گرماى خورشيد به حركت درآيند . عامل حركت آنها هرچه باشد ، ما ايمان يقينى