چرخ خودروها كشف كرده و نيز شيشهء نشكن ، بمبهاى ناپالم ، پلاستيك ، كود شيميايى ، ظروف ملامين ، شلنگهاى آبيارى براى مزرعهها ، لوازم آرايش ، ميزهايى براى بهرهگيرى در باغها ، سفره ، گلهاى مصنوعى ، ماتيك لب ، سرمهء چشم ، لاك ناخن ، زيرپوش ، مسواك دندان ، جوهر چاپخانهها ، فيلم و آنطوركه كارشناسان مىگويند ، تعداد اين فراوردهاى نفتى به سه هزار و حتّى به تعدادى كه كسى نمىتواند آنرا بشمارد بالغ مىشود ، جز كسى كه همهچيز را مىداند : « اگر خواهيد كه نعمتهاى خدا را شمار كنيد نتوانيد كه انسان ستمكار و كفرانكنندهء نعمت است » . « 1 »
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ؛
انسان بسيار ستمكار و كفرانكننده است » . اين آيه به صيغهء مبالغه آمده و در عينحال دو ادات تأكيد براى اين مبالغه آورده شده است كه اوّلى انّ مىباشد و دومى لام . كدامين چيز ظالمانهتر ، كفرآميزتر و از لحاظ فساد و سركشى بزرگتر از اين عمل انسان است كه روزىهاى پاكيزه را به بمبهاى ناپالم تبديل مىكند تا كودكان را بكشد و بزرگسالان را مسخ كند و نيز اين روزىها را به گازهاى سمّى و آتشزا مبدّل مىسازد كه تر و خشك را مىسوزاند . امّا بمبهاى هستهاى و هيدروژنى كه ابدا چيزى را باقى نمىگذارند .
آرى ، انسان نعمت خدا را به كفر تبديل كرد و بهشت زمين او را به جهنّم ، و نيز سرنوشت انسانيت را به سرنوشت بمبهاى هستهاى و هيدروژنى پيوند داد .
خداوند در اين زمين ، لذّتها و روزىهاى پاكيزه را براى بندگان و عيال خود به وديعت نهاد ، امّا انسان ستمگر و كافر ، بمبهاى هستهاى را در زرّادخانهها و هواپيماهاى خود به امانت گذارد ؛ هواپيماهايى كه فضاى قارّهها را شب و روز مىپيمايند و انسان در انتظار فرصتى مناسب است تا زمين و آنچه را بر روى آن قرار دارد به خاكستر و غبار تبديل كند و اين تأويل سخن خداوند است كه مىگويد :
« وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها » .
بنابراين ، ما بايد كسى را كه پس از اصلاح
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 34 .