هرگاه غبار كنار رود ، خواهى ديد كه بر اسبسوارى و يا بر الاغ .
وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ ؛
يعنى او پروردگار هرچيزى است و پروردگار هرچيزى ، نه رقيب دارد و نه همتا .
كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمىكشد
وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها .
هر كار نيك و يا بدى را كه انسان انجام مىدهد ، مولود غرايز ، شرايط و اوضاع [ محيط ] اوست و كسى كه عمل انسان را به ديگرى نسبت دهد ، بهسان فردى است كه فرزند را به غير مادرش و ميوه را به غير درخت آن نسبت داده باشد .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
مراد از
« وِزْرَ »
در اينجا گناه است . خدا مىگويد :
« أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ » ؛
چهقدر زشت است گناهانى كه آنان مرتكب مىشوند .
اين جمله توضيح و تأكيدى است براى جملهء قبلى و معناى آن اين است : نيكىهاى هر شخص به سود خود اوست و بدىهايش نيز به زيان خود اوست ، اعمال ديگران ارتباطى به او ندارد ، و اين اصلى دينى و عقلى است كه نسخ و يا تعديل آن امكانپذير نيست و علماى كلام و فقه ، مسائل و احكام بسيارى را فرع بر آن دانستهاند .
سؤال : اين آيه اشاره بديننكته دارد كه انسان تنها دربارهء خودش مسئوليت دارد . در اينصورت ، وجوب جهاد ، اندرز دادن و هميارى بر نيكى و تقوا را چگونه مىتوان توجيه كرد ؟
پاسخ : موضوع آيه ، تنها به مجازات اختصاص دارد و اينكه انسان به سبب گناه ديگرى مجازات نمىشود ، و هيچ ارتباطى با جهاد و اندرز و احكام ديگر ندارد ؛ زيرا عدم مجازات بر اثر گناه ديگرى يك چيز است و واجب بودن جهاد و اصلاح تبهكار چيزى ديگر .
سؤال دوم : مردم عادت كردهاند كه براى ارواح مردگان خود ، مال و غذا بدهند و سورههايى از قرآن بخوانند و ثواب آنرا به آنان هديه كنند . آيا چنين كارهايى از ديدگاه شريعت جايز است ؟ و آيا مردگان از اين چيزها سود مىبرند ؟ و اگر مىبرند به