است بيازمايد . هرآينه پروردگارت زود كيفر مىدهد و او هرآينه آمرزنده و مهربان است . ( 165 )
واژگان
القيّم : كسى كه به امور مردم مىپردازد .
الحنيف : كسى كه از اديان باطل به دين حق گرايش مىيابد .
النّسك : عبادت .
الوزر : بار سنگين و مراد از آن در اينجا گناه است .
خلائف : جمع خليفه ، و او كسى است كه جانشين فرد پيش از خود مىشود .
الابتلاء : آزمايش .
اعراب
« دِيناً »
بدل از
« صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
بنابر محلّ آن ؛ زيرا هر مجرور لفظى محلّا منصوب است و معناى آن اين است : « هدانى صراطا مستقيما » ؛ نظير آيهء :
« وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً » .
« قِيَماً »
صفت براى « دين » .
« مِلَّةَ إِبْراهِيمَ »
بدل از « دين » .
« حَنِيفاً »
حال از
« إِبْراهِيمَ »
.
« أَ غَيْرَ اللَّهِ » ،
« غَيْرَ »
مفعول اوّل براى
« أَبْغِي »
و
« رَبًّا »
مفعول دوم ؛ زيرا
« أَبْغِي »
به معناى « اتّخذ » است كه به دو مفعول متعدى مىشود .
« دَرَجاتٍ »
مجرور به « إلى » كه حذف شده است .
تفسير
قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ .
خداوند پس از آنكه از كسانى ياد كرد كه دينشان را فرقهفرقه كردند و خودشان دستهدسته شدند ، به پيامبرش دستور داد كه به مشركان ، اهل كتاب و ديگران اعلام كند كه خدا او را از طريق فطرت پاك ، عقل سالم