اعراب
« وَ لا آباؤُنا »
عطف است بر ضمير
« أَشْرَكْنا »
. و
« مِنْ شَيْءٍ » ،
« مِنْ »
زايد و
« شَيْءٍ »
مفعول براى
« حَرَّمْنا »
.
« هَلُمَّ »
به معناى دعا ، نظير تعال و در اينجا دربردارندهء معناى حضور است ؛ يعنى « أحضروا شهداءكم » . ابو البقاء مىگويد : عرب در هلمّ دو لغت دارد :
يكى اينكه با يك لفظ براى مفرد ، مثنّى ، جمع ، مذكّر و مؤنّث بهكار رود كه در اين صورت اسم فعل مىباشد و به سبب اينكه به جاى فعل امر واقع شده ، مبنى است .
دوم اينكه صرف شود و گفته شود : هلمّا ، هلمّى ، هلممن و هلمّوا . بنابراين ، هلمّ فعل است .
تفسير
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ .
افرادى كه اندرز را مىپذيرند و از بهترين سخن پيروى مىكنند ، بسيار اندكند . و كمتر از آنها مردمى هستند كه عيبهاى خود را مىبينند و بدانها اعتراف مىكنند ؛ زيرا بيشتر مردم عيبهاى خود را فضايل و گناهان خود را حسنات مىدانند : « . . . اعمال اسرافكاران اينچنين در نظرشان آراسته شده است » . « 1 »
و اگر از نيكو جلوه دادن اعمال خود ناتوان بمانند ، از آن تبرّى مىجويند و آنرا به مشيّت الهى و يا به يك منبع ديگر حواله مىكنند ، درحالىكه خداى سبحان از اينگونه اوصافى كه به او نسبت مىدهند ، منزّه و پاك است . او آنها را امر و نهى مىكند و نيز آنها را در انجام دادن كارها و يا ترك آنها مختار قرار مىدهد ، تا هلاك شدن و يا زنده ماندن هركسى از روى دليل باشد و هيچكس بر كسى ديگر فرمانروايى ندارد ، حتّى شيطان مىگويد : « چون كار به پايان آيد ، شيطان
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 12 .